در روز بیستم ماه صفر سال 61 ه. ق.، جناب «جابر بن عبدالله انصاری» و همراهانش از «مدینه النبی (ص)» به «کربلا» وارد شدند (1) . «جابر» به همراه «عطیه»، در این روز قبرِ حبیبش، حضرت سیدالشهداء (ع) را زیارت کرد .
«جابر بن عبدالله انصاری»، اوّلین «زائر» کربلا بود، در زمانی که همه از حکومتِ ظالمانه و خونخوار «یزید بن معاویه» در بیم و هراس بودند، «جابر بن عبدالله انصاری»، یکی از پیشتازانِ گروهی بود که شجاعانه در مقابلِ حکومت ناحقّ یزید ایستاد . زیارت «جابر» از قبر حضرت سیدالشهداء، یک زیارت عادّی نبود، بلکه یک زیارت حماسی و توأم با اشک و آه و حسرت بود و با این حرکتِ خود، درس بزرگی در زمینه ولایت و ابراز علاقه به خاندان پاک و مطهر حضرت محمّد رسول الله (ص) به آیندگان آموخت .
«جابر بن عبدالله انصاری»، بر سرِ قبر حضرت سیدالشهداء (ع)، سه بار عرض : یا حسین !
آنگاه با دلی شکسته گفت : «چگونه دوستی است که جواب دوست را نمی دهد ؟ و سپس ادامه داد : چگونه می توانی پاسخ بدهی، در حالی که رگ های گردنت بُریده شده، و خونت ریخته و سَرت از بدن جدا گشته است ؟! ... گواهی می دهم که تو زادّ بهترین پیامبران، فرزند سرور مؤمنان، فرزند همزاد تقوی، از نسل هدایت، پنجمین عضو اصحاب «کساء»، فرزند سرور برگزیدگان الهی، و زاده فاطمه سرور زنان جهانی، چگونه چنین نباشی، در حالی که از دستِ سرورِ پیامبران غذا خورده، در دامان پرهیزگاران پرورش یافته ای، ... سلام و درود خدا بر تو باد ! گواهی می دهم که در راه برادرت، یحیی بن ذکریا (ع) گام نهادی و مثل او به شهادت رسیدی .
سپس «جابر» به اطراف قبر نگریست و چنین گفت : درود بر شما روان های پاکی که در آستان حسین (ع) خفته و در بارگاه او آرمیده اید ! ...
1- . توضیح المقاصد : ص 6-7 .
منیژه شهرابی