مترجم سایت

مترجم سایت

مدیر وبلاگ
 
آمار واطلاعات
بازدید امروز : 199
بازدید دیروز : 44
کل بازدید : 642372
کل یادداشتها ها : 528
خبر مایه


طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز

 

فرازهایی از زندگی

سید مجتبی نواب صفوی

 و

یاران و همراهان با وفایش

نوشته : منیژه شهرابی                      

 

 

سید مجتبی می فرمود : جدّم حضرت سیدالشهداء را در خواب دیدم که

بازوبندی به بازویم بست ؛ که در روی آن نوشته بود « فداییان اسلام »

 

... و او همچون جدّ بزرگوارش حضرت سیدالشهداء هنگام قیام علیه یزید و یزیدیان زمان ، یاران اندکی داشت و همه آن راحت طلبان دنیا پرست از دورش پراکنده گشته بودند .

      پیش گفتار

 ... و آن هنگام که ابرهای تیره و ظلمانی آسمان ایرانِ اسلام را فرا گرفته بود، شب پرستان و تاریک اندیشان که از نور و روشنایی در هراس و به مراقبت از شب در تکاپو بودند، زوزه           می کشیدند، عربده سر می دادند، خون می ریختند؛ خورشیدی درخشان بر فراز آسمان تیره ایران تابیدن گرفت و دیری نپایید که ماه و ستارگانی چند نیز به او پیوستند .

آری، سید مجتبی نواب صفوی که در تاریخ 1303 هجری شمسی هم زمان با رضاشاه شدنِ رضاخان - در پسِ ابری در آسمان ایران - به دنیا آمد و پس از تحصیل دین اسلام، تفکر و تبحر، تمرین روحی و فکری برای آمادگی با ظلم و جور و تاریکی، در سن 21 سالگی پرچم «فداییان اسلام» را برافراشت و ندای «هل من ناصر ینصرنی» جدّ بزرگوارش حضرت اباعبدالله الحسین (ع) را که انعکاس پژواک آن در تاریخ بشریت از ازل تا ابد باقی است، سَر داده و برای نابودی حکومت طاغوت یزیدیان زمان فریاد برآورد .

در طول مدت مبارزات و مجاهدات، سید بزرگوار، فقط با شاه و استعمارگران انگلیس و آمریکا مبارزه نمی کرد، بلکه مبارزه شدیدی نیز با نفوذ افکار سوسیالیستی و کمونیستی همسایه شمالی ایران شوروی و عوامل دست نشاند? آنها حزب «منحله و منافق» توده داشت و در حین این مبارزات از دست دوستانی که مدّعی همراهی و همگامی با بودند، همانند جبهه ملی ایران، از پشت خنجری خورد که زخم التیام ناپذیر آن، راه گشای گستاخی شب یازه های دست نشانده استعمارگران انگلیس و آمریکا به سرکردگی محمدرضا گشت تا حدّی که آن شب پرستان و نورهراسان، نورافشانی های این خورشید درخشان را تاب نیاورده و با کمال وقاحت آن سید بزرگوار با شهامت و غیور را با همراهی همراهان صدیقش  سید محمد واحدی ، مظفرذوالقدر، خلیل طهماسبی را قبل از سپیده دمِ روز 27 دی ماه 1334، مطابق با سالروز شهادت حضرت فاطمه الزهرا (سلام الله علیها) به شهادت رساندند .

... و در آن هنگام که فداییان اسلام به رهبری حضرت سید مجتبی نواب صفوی، عزم نابودی و هلاکت یکی دیگر از دشمن های قسم خورده اسلام و مردم ایران حسین علاء نخست وزیر وقت را کرده بودند، بنا به گفته تنها شاهد عینی فداییان اسلام، مهدی عبد خدایی؛ در آخرین جلسه رهبر بزرگوار به تأسی از جدّ بزرگوارش حضرت سیدالشهداء (ع) با یاران همراه و وفادارش وداع نموده و قرار ملاقات بعدی را در بهشت وعده فرموده بودند .

 از این رو در این مجال اندک به فرازهایی کوتاه از مجاهدات شهید سید مجتبی نواب صفوی و یاران وفادارش پرداخته و پیشاپیش به استحضار می رساند که قصد تاریخ نگاری ندارم، که این مقوله بسی فراتراز دانش کم و زبان قاصر اینجانب است .

نگاهی به اوضاع سیاسی ایران و جهان در آن سال ها

در همان روزهایی که ملت نجیب و مسلمان ایران از ضعف دولت و ناتوانی احمد شاه قاجار برای اداره امور مملکت رنج می برد و روسیه شوروی دوره انقلاب را پشت سر گذاشته و لنین در آنجا سرگرم شکل دادن به یک دولت سوسیالیستی بود، در لندن طراحان سیاست دولت استعمارگر انگلیس که در آن روزگار بزرگترین قدرت سیاسی نظامی دنیا را دراختیار داشت، مشغول نقشه کشی برای ممالک هم مرز و همسایه و هم جوار روسیه انقلابی بود .

ملت شریف ایران نیز که با الهام از مراجع اسلام، برای زنده کردن عدالت اجتماعی و نجات  از زیر بار ظلم و ستم خودخواهان دربار شاهنشاهی قاجار و برای برپاکردن حکومت مشروطه سلطنتی همانند حکومت انگلستان که قدرت را به پارلمان یعنی در واقع به رأی ملت می داد، قیام کرده و با تحمل مشکلات و تلفات زیادی اسم بی مسمایی از مشروطه را به مملکت خویش آورده بود؛ امّا مشروطه او که قرار بود دارای محتوای اسلامی بوده و حافظ معارف و معانی مکتب آل محمد (صلوات الله علیه و آله) بنابر تصریح قانون اساسی بوده باشد، با کارشکنی ها و شیطنت های معدودی غرب زده از خط اصیل خود منحرف شده بود .

در همین موقع مناسب بود که یک نفر نظامی ماجراجو به نام رضاخان با تعدادی قزاق تحت فرمان خود در روزهای پایانی سال 1299 کودتا کرده و قدرت را در دست گرفت . آن بیسوادِ دور از سیاست، چون در میدان کسی را معارض با خود ندید، یکه تازی می کرد تا بلاخره در سال 1304 رسماً خود را پادشاه ایران معرفی نمود .

دهه دوم سلطنت رضا شاه بود که ابرهای تیره جنگ جهانی دوم، آسمان زندگانی مردم دنیا را تاریک کرد . جنایتکاری  بی همتا برای خودنمایی و نام آوری و عزم جهان گشایی نموده، با اعلام جنگ به تمام جهان از روی اجساد میلیون ها انسان عبور کرد تا تمام سطح زمین را تحت فرمان خود درآورد .

بعد از پیوند مستحکم شوروی، انگلیس و آمریکا بر ضد هیتلر و تقویت نیروهای دفاعی شوروی در داخل خاک خود از طریق پشتیبانی های مستمر متفقین که از طریق خاک وطن عزیز ایران انجام می گرفت، از اواسط سال 1323 (ه ش) قوای مهاجم هیتلر رفته رفته رو به انهزام گذاشت . در اوایل سال 1324 آلمان، چونان افعی دندان کشیده ای، در میان دست های متفقین به صورت بازیچه ای قرار گرفت و در نهایت به دو بخش شرقی (سهم شوروی) و غربی (سهم آمریکا و انگلیس) تقسیم شد و غائله جنگ دوم پایان یافت .

پس از آن جهان در حال تغییر و تحولات اساسی و بنیادی شد . آمریکا و انگلیس از طرفی و شوروی از طرف دیگر کشورها را بین خود تقسیم کردند . دولت غاصب اسرائیل را تشکیل داده و فلسطینی ها از سرزمین خود آواره کردند . در مصر کودتا بر علیه سلطنت فاروق رخ داده بود ... در هر گوشه و کنار جهان بلوایی برپا بود .

کشور عزیز ما ایران که به دلیل داشتن منابع غنی نفت و معادن، کشاورزی و ... تمامی استعمارگران چشم طمع بدان داشتند، درصدد به دست آوردن آن به جان هم افتادند و با کمک عوامل وطن فروش و دست نشانده خود چون حزب منحله توده و جبهه ملی - سعی در به دست آوردن هر چه بیشتر امتیازات چپاول گرانه از طریق ایجاد اختناق و خفقان را داشتند .

رضاشاه که همانند جغدی شوم در آسمان تاریک ایران با نیّت پلیدی که داشت درصدد مخالفت و ستیز با احکام مقدس اسلام برخاست و اقداماتی چند نیز در این زمینه انجام داد و می رفت که به اهداف پَلَشت خود برسد، که جنگ جهانی دوم شعله ور شده و او را نیز با تمام آرزوهای شیطانی اش قربانی کرد و در تاریخ 3/6/1320 با رسوایی از ایران رفت و فرزندش محمدرضای جوان، همانند کفتاری میراث خوار، وارث سلطنت پهلوی شد .

 ادامه دارد ... منیژه شهرابی

 


  




طراحی پوسته توسط تیم پارسی بلاگ