این رُمان به نوعی ادامه داستان رُمان «همسایه ها» است، که البته بدون هیچ اشارهای به آن ادامه پیدا می کند . داستان پس از کودتای 28 مرداد، یعنی همان زمانی که رُمان «همسایه ها» به پایان می رسد، آغاز می شود و دوره وقوع کودتا تا پاکسازی ارتش شاهنشاهی از افسران حزب توده را به تصویر می کشد .
در «داستان یک شهر» به مانند «همسایه ها»، تمامی اتفاقات از دیدگاه «خالد» روایت می شود و باز هم به مانند «همسایه ها» تلاش می شود تا اشاره مستقیمی به رویدادهای تاریخی و سیاسی کشور نشود، بلکه تنها بازتاب آنها در زندگی طبقه پایین جامعه به تصویر کشیده شود؛ هرچند این نیت در بخشی از رُمان به طور کامل فراموش می شود و نویسنده به ناگاه به شرح کامل آخرین روزهای تعدادی از افسران ارشد حزب توده که پس از کودتای 28 مرداد بازداشت و اعدام شدند، می پردازد .
«خالد»، همان شخصیت اول رُمان «همسایه ها» که در اواخر آن رُمان به زندان افتاده بود، در «داستان یک شهر» تبعید شده است و داستان «همسایه ها» در این رُمان در فضای «تبعید» ادامه می یابد .
این داستان که در سال 1361 منتشر شد، حاصل تجربه شخصی نویسنده از جنگ است . خود نویسنده دراین باره گفته است : «وقتی خبر کُشته شدن برادرم را در جنگ شنیدم، از تهران راه افتادم، رفتم جنوب . رفتم «سوسنگرد»، رفتم «هویزه» . تمام این مناطق را رفتم . تقریباً نزدیک جبهه بودم . وقتی برگشتم، واقعاً دلم تلنبار شده بود . دیدم چه مصیبتی را تحمل می کنم، امّا مردم چه آرام اند . چون تا تهران موشک نخورد، جنگ را حسّ نکرد . دلم می خواست لااقل مردم مناطق دیگر هم بفهمند که چه اتفاقی افتاده است . همین فکر وادارم کرد که زمین سوخته را بنویسم.»
3- رُمان مدار صفر درجه
رُمان «مدار صفر درجه»، 3 جلدی است و «احمد محمود»، این رُمان را در سال 1372 چاپ کرد . این رُمان درباره وقایع انقلاب ایران است که حوادث آن در شهر «اهواز» اتفاق میافتد . شخصیت اصلی این کتاب «باران» نام دارد .
رُمان «درخت انجیر معابد» که در سال 1379 به چاپ رسیده، در واقع آخرین رُمانِ «احمد محمود» است .
از بسیاری جهات، این رُمان در ادبیات ایران کم نظیر است . از جمله ی این ویژگی ها به تعدد پرسوناژهای اثر می توان اشاره کرد . در این رُمان، حدود 240 شخصیت خلق شده که حدود 60 تای آنها به طور مستقیم در داستان نقش دارند . دیگر ویژگی قابل ذکر، نوع خاص حرکت در زمان است که با استفاده از عوامل مشترک در گذشته و حال انجام می شود و خواننده گاهی اوقات دقیقاً نمی داند در چه ظرف زمانی قرار دارد . موضوع داستان درختی است به نام «انجیر معابد»، که در مناطق جنوب ایران رُشد می کنند و ریشه های هوایی و پیش رونده دارد .
در فرهنگ مردم ایران، این درخت، درختی مقدس است . داستان از آنجایی شکل خاصّ به خود می گیرد که در تلاشی برای قطع کردن درخت، از آن خون جاری می شود . داستان حول و حوش اعضای خانوادهای می گذرد که این درخت در منزل آنان قرار دارد .
منبع : سایت ویکی پدیا ... با دخل و تصرّف و ویرایش ... منیژه شهرابی