مترجم سایت

مترجم سایت

مدیر وبلاگ
 
آمار واطلاعات
بازدید امروز : 4
بازدید دیروز : 230
کل بازدید : 642407
کل یادداشتها ها : 528
خبر مایه


«فروغ فرخزاد»، شاعره معاصر، در تاریخ 8 دی ماه سال 1313 در «تهران» به دنیا آمد و در تاریخ 24 بهمن سال 1345 در «تهران» درگذشت .

«فروغ فرخزاد» در طول عمرِ کوتاه خود (32 سال)، پنج (5) دفتر شعر منتشر کرد که از نمونه های قابل توجه شعر معاصر فارسی است .

«فروغ فرخزاد» با مجموعه ‌های «اسیر»، «دیوار» و «عصیان»، در قالب «شعر نیمایی» کار خود را آغاز کرد، سپس آشنایی با «ابراهیم گلستان»، نویسنده و فیلمساز سرشناس ایرانی و همکاری با او، موجب تحوّل فکری و ادبی در «فروغ» شد .

وی در بازگشت دوباره به شعر، با انتشار مجموعه «تولدی دیگر»، تحسین گسترده‌ای را برانگیخت، سپس مجموعه «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» را منتشر کرد تا جایگاه خود را در شعر معاصر ایران به عنوان شاعری بزرگ تثبیت نماید .

بعد از «نیما یوشیج»؛ «فروغ فرخزاد»، در کنار «احمد شاملو»، «مهدی اخوان ثالث» و «سهراب سپهری»، از پیشگامان شعر معاصر فارسی است .

 

زندگی نامه

«فروغ فرخزاد»، در ظهر 8 دی‌ ماه در خیابان «معزالسلطنه، کوچه خادم آزاد در محله امیریه تهران»، از پدری تفرشی و مادری کاشانی‌ تبار به دنیا آمد .

«پوران فرخزاد»، خواهر بزرگتر «فروغ»، چندی پیش اعلام کرد: «فروغ روز هشتم دی ماه متولد شده»، و از اهل تحقیق خواست تا این اشتباه را تصحیح کنند .

«فروغ» فرزند چهارم «توران وزیری تبار» و «سرهنگ محمد فرخزاد» است .

 

ازدواج با پرویز شاپور

 

«فروغ فرخزاد»، در سال 1330 در 16 سالگی، با «پرویز شاپور»، طنزپرداز ایرانی که پسرخاله مادر وی بود، ازدواج کرد . این ازدواج در سال 1334 به جدایی انجامید . حاصل این ازدواج، یک پسر به نام «کامیار» بود .

«فروغ» پیش از ازدواج با «شاپور»، با وی نامه ‌نگاری‌ های عاشقانه‌ ای داشت . این نامه ‌ها به همراه نامه‌ های «فروغ» در زمان ازدواج این دو و همچنین نامه ‌های وی به «شاپور» پس از جدایی از وی بعدها توسط «کامیار شاپور» و «عمران صلاحی» در کتابی به نام «اولین تپش‌ های عاشقانه? قلبم» منتشر گردید .

 

سفر به اروپا

پس از جدایی از «شاپور»، «فروغ فرخ‌ زاد»، برای گریز از هیاهوی روزمرّگی، زندگی بسته و یکنواخت روابط شخصی و محفلی، به سفر رفت . او در این سیر و سفر، کوشید تا با فرهنگ اروپا آشنا شود . با آنکه زندگی روزانه‌اش به سختی می ‌گذشت، به تئاتر و اپرا و موزه می‌ رفت . وی در این دوره زبان ایتالیایی، فرانسه و آلمانی را آموخت . سفرهای «فروغ» به اروپا، آشنایی‌اش با فرهنگ هنری و ادبی اروپایی، ذهن او را باز کرد و زمینه‌ای برای دگرگونی فکری را در او فراهم کرد .

 

آشنایی با ابراهیم گلستان و کارهای سینمایی فروغ

آشنایی با «ابراهیم گلستان»، نویسنده و فیلمساز سرشناس ایرانی و همکاری با او، موجب تغییر فضای اجتماعی و درنتیجه تحوّل فکری و ادبی در «فروغ فرخزاد» شد .

در سال 1337، «سینما» توجه «فروغ» را جلب می ‌کند، و در این مسیر با «ابراهیم گلستان» آشنا می‌ شود و این آشنایی مسیر زندگی «فروغ» را تغییر می ‌دهد، و چهار سال بعد، یعنی در سال 1341 فیلم «خانه سیاه است»، را در آسایشگاه «جذامیان باباباغی تبریز» می‌ سازند، و در سال 1342 در نمایشنامه «شش شخصیت در جستجوی نویسنده»، بازی چشمگیری از خود نشان می ‌دهد . در زمستان همان سال خبر می ‌رسد که فیلم «خانه سیاه است»، برنده جایزه نخست جشنواره «اوبر هاوزن» شده و باز در همان سال مجموعه «تولدی دیگر» را با تیراژ بالای سه هزار نسخه توسط انتشارات «مروارید» منتشر کرد . در سال 1343 به آلمان، ایتالیا و فرانسه سفر می‌ کند . سال بعد در دومین جشنواره سینمای مؤلف در «پزارو» شرکت می‌ کند که تهیه کنندگان سوئدی ساختن چند فیلم را به او پیشنهاد می ‌دهند و ناشران اروپایی مشتاق نشر آثارش می‌ شوند .

پس از این دوره، «فروغ»، مجموعه «تولدی دیگر» را منتشر کرد . اشعار وی در این کتاب تحسین گسترده‌ای را برانگیخت؛ پس از آن مجموعه «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» را منتشر نمود .

 

پایان زندگی

آخرین مجموعه شعری که «فروغ فرخزاد»، خود، آن را به چاپ رساند، مجموعه «تولدی دیگر» است . این مجموعه شامل 31 قطعه شعر است که بین سال ‌های 1338 تا 1342 سروده شده‌اند . به قولی دیگر آخرین اثر او «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» است که پس از مرگ او منتشر شد، در بین سال های 14342-43، «فروغ» یکبار دست به خودکشی زد که یک جعبه قرص «گاردنال» را خورد، ولی خدمتکارش، در هنگام غروب متوجه شد و او را به بیمارستان «البرز» بُرد .

«فروغ فرخزاد» در روز 24 بهمن، 1345، هنگام رانندگی با اتوموبیل جیپ شخصی‌اش، بر اثر تصادف در جاده «دَرّوس-قلهک» در «تهران» جان باخت . جسد او، روز چهارشنبه 26 بهمن با حضور نویسندگان و همکارانش در گورستان «ظهیرالدوله» به خاک سپرده شد .

 

نمونه اشعار

اینجا، ستاره‌ ها همه خاموشند

اینجا، فرشته‌ ها همه گریانند

اینجا شکوفه‌ های گل مریم،

بیقدرتر زِ خاک بیابانند

 

اینجا نشسته بر سر هر راهی

دیو دروغ و ننگ و ریاکاری

در آسمان تیره نمی ‌بینم

نوری ز صبح روشن بیداری

                    ======

 

ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد

و این منم

زنی تنها

در آستان? فصلی سرد

در ابتدای درک هستی آلود? زمین

و یأس ساده و غمناک آسمان

و ناتوانی این دست های سیمانی

 

زمان گذشت

زمان گذشت و ساعت چهار بار نواخت

چهار بار نواخت

امروز، روز اوّل دی ماه است

من، رازِ فصل ها را می دانم

و حرف لحظه ها را می فهمم

نجات دهنده در گور خفته است ...

 

منبع : ویکی پدیا ... با تصرّف و ویرایش ... منیژه شهرابی






طراحی پوسته توسط تیم پارسی بلاگ