مترجم سایت

مترجم سایت

مدیر وبلاگ
 
آمار واطلاعات
بازدید امروز : 27
بازدید دیروز : 230
کل بازدید : 642430
کل یادداشتها ها : 528
خبر مایه


بسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ 

«وَ أَنَّ الْمَسجِدَ للَّهِ فَلا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَداً»

«و اینکه سجده گاه ها از آن خداست، پس با خدا احدى را مخوانید .»

قرآن کریم / سوره جنّ / آیه 18

 

 30 ذی القعده، شهادت حضرت امام جواد الائمه (ع) را به محضر مبارک حضرت ولی عصر (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) تسلیت و تعزیت عرض می نمایم .

 

ذرقان می گوید : ابن ابی دؤاد سخت پریشان شده بود، که چرا نظر او در محضر خلیفه ردّ شده است . سه روز پس از این جریان نزد معتصم رفت و گفت : یا امیرالمؤمنین، آمده ام تو را نصیحتی کنم و این نصحیت را به شکرانه محبتی که نسبت به ما داری،  می گویم . معتصم گفت : بگو . ابن ابی دؤاد گفت : وقتی مجلسی از فقها و علما تشکیل می دهی تا یک مسئله یا مسائلی را در آنجا مطرح کنی، همه بزرگان کشوری  و لشکری حاضر هستند، حتی  خادمان و دربانان و پاسبانان شاهد آن مجلس و گفتگوهایی  که در حضور تو می شود هستند، و چون می بینند که رأی علمای بزرگ تو، در برابر رأی محمد بن علی الجواد ارزشی ندارد، کم کم مردم به آن حضرت توجه می کنند و خلافت از خاندان تو به خانواده آل علی (ع) منتقل می گردد، و پایه های قدرت و شوکت تو متزلزل می گردد . این بدگویی و اندرز غرض آلود در وجود معتصم کار کرد و از آن روز درصدد برآمد این مشعل نورانی و این سرچشمه دانش و فضیلت را خاموش سازد .

حضرت امام جواد الائمه (ع) در مدت 17 سال دوران امامت به نشر و تعلیم حقایق اسلام پرداخت، و شاگردان و اصحاب برجسته ای داشت که هریک خود، قلّه ای بودند از قلّه های فرهنگ و معارف اسلامی مانند : ابن ابی عمیر بغدادی ، ابوجعفر محمد بن سنان زاهری ، احمد بن ابی نصر بزنطی کوفی ، ابوتمام حبیب اوس طائی (شاعر شیعی  مشهور)، ابوالحسن علی بن مهزیار اهوازی و فضل بن شاذان نیشابوری که در قرن سوم هجری می زیسته اند .

اینان نیز، همچنان که امام بزرگوارشان همیشه تحت نظر بود، هرکدام به گونه ای مورد تعقیب و گرفتاری بودند .

«فضل بن شاذان» را از نیشابور بیرون کردند، عبدالله بن طاهر چنین کرد و سپس کتب او را تفتیش کرد و چون مطالب آن کتاب ها را، درباره توحید و ... ، به او گفتند، قانع نشد و گفت می خواهم عقیده سیاسی او را نیز بدانم .

«ابوتمام حبیب اوس طائی» شاعر نیز از این امر بی بهره نبود . امیرانی که خود اهل شعر و ادب بودند، حاضر نبودند شعر او را (که بهترین شاعر آن روزگار بود)، چنان که در تاریخ ادبیات عرب و اسلام معروف است، بشنوند و نسخه ای از آن داشته باشند . اگر کسی شعر او را برای آنان، بدون اطلاع قبلی ، می نوشت و آنان از شعر لذّت می بردند و آن را می پسندیدند، همین که آگاه می شدند که از «ابوتمام» است، یعنی  شاعر شیعی معتقد به حضرت امام جواد الائمه (ع) و مرّوج آن مرام، دستور می دادند که آن نوشته را پاره کنند .

«ابن ابی عمیر»، عالم ثقه مورد اعتماد بزرگ،- نیز در زمان هارون و مأمون، محنت های بسیار دید، او را سال ها زندانی کردند، تازیانه ها زدند، کتاب های او را که مأخذ عمده علم دین بود، گرفتند و باعث تلف شدن آن شدند و ... بدین سان دستگاه جبار عباسی  با هواخواهان علم و فضیلت رفتار می کرد و چه ظالمانه !

 

خانواده حضرت جواد الائمه (ع)

حضرت امام جواد الائمه (ع)، از «ام الفضل»، فرزندی نداشت، اما از همسر دیگرش، به نام «سمانه مغربیه» و معروف به «ام ولد»، 4 پسر و 4 دختر داشت به نام های :

1- حضرت ابوالحسن امام علی النقی الهادی (ع)، امام دهم شیعیان

2- ابو احمد موسی مبرقع      / 3- ابو احمد حسین     / 4- ابو موسی عمران

5- فاطمه    /   6- خدیجه    / 7- ام کلثوم        / 8- حکیمه

 

شهادت حضرت امام جواد الائمه (ع)

این نوگل باغ ولایت و عصمت گرچه کوتاه عمر بود، ولی رنگ و بویش مشام جان ها را بهره مند ساخت . آثار فکری و روایاتی  که از آن حضرت نقل شده و مسائلی را که آن امام پاسخ گفته و کلماتی  که از آن حضرت بر جای مانده، تا ابد زینت بخش صفحات تاریخ اسلام است .

دوران عمر با برکت آن امام بزرگوار 25 سال و دوره امامتش 17 سال بوده است . «معتصم عباسی» از حضرت امام جواد الائمه (ع) دعوت کرد که از مدینه به بغداد بیاید .

حضرت امام جواد الائمه (ع)، در ماه محرم سال 220 هجری به بغداد وارد شد . «معتصم» که عموی «ام الفضل»، زوجه حضرت امام جواد الائمه (ع) بود، با «جعفر» پسر مأمون و «ام الفضل» بر قتل آن حضرت همداستان شدند . علت این امر، همچنان که اشاره کردیم، این اندیشه شوم بود که مبادا خلافت از بنی عباس به علویان منتقل شود؛ از این جهت، درصدد تحریک «ام الفضل» برآمدند و به وی گفتند تو دختر و برادرزاده خلیفه هستی، و احترامت از هر جهت لازم است و شوهر تو «محمد بن علی الجواد»، مادر «علی هادی» فرزند خود را بر تو رجحان می نهد .

این دو تن آن قدر وسوسه کردند تا «ام الفضل»، که زنی نازا هم بود، تحت تأثیر حسادت قرار گرفت و در باطن از شوهر بزرگوار جوانش آزرده خاطر شد و به تحریک و تلقین معتصم و جعفر برادرش، تسلیم گردید . آنگاه این دو فرد جنایتکار، سمّی کشنده در انگور وارد کردند و به خانه امام فرستاده تا سیاه روی  دو جهان، ام الفضل، آنها را به شوهرش بخوراند .

«ام الفضل»، طَبَق انگور را در برابر حضرت امام جواد الائمه (ع) گذاشت، و از انگورها تعریف و توصیف کرد و حضرت امام جواد الائمه (ع) را به خوردن انگور وادار و در این امر اصرار کرد .

حضرت امام جواد الائمه (ع)، مقداری از آن انگور را تناول فرمود، چیزی  نگذشت، آثار سمّ را در وجود خود احساس فرمود و درد و رنج شدیدی بر آن حضرت عارض گشت . «ام الفضل» سیه کار با دیدن آن حالت دردناک در شوهر جوان، پشیمان و گریان شد، اما پشیمانی  سودی نداشت .

حضرت امام جواد الائمه (ع) فرمود : چرا گریه می کنی ؟ اکنون که مرا کُشتی گریه تو سودی ندارد . بدان که خداوند متعال در این چند روزه دنیا تو را به دردی مبتلا کند و به روزگاری بیفتی  که نتوانی از آن نجات بیابی !

در مورد مسموم کردن حضرت امام جواد الائمه (ع)، موارد دیگری هم نقل شده است .

واقعه جانگدازِ شهادت حضرت امام جواد الائمه (ع) در آخر ماه ذی القعده سال 220 هجری قمری، رُخ داد و مقبر? مطهرش، در کاظمیه یا کاظمین می باشد، در کنار قبر منور جد بزرگوارش، حضرت موسی بن جعفر (ع) که زیارتگاه عاشقان و دوستداران و شیعیان حضراتشان می باشد .

منبع سایت تبیان (با دخل و تصرّف و ویرایش ... منیژه شهرابی)

 






طراحی پوسته توسط تیم پارسی بلاگ