مترجم سایت

مترجم سایت

مدیر وبلاگ
 
آمار واطلاعات
بازدید امروز : 151
بازدید دیروز : 44
کل بازدید : 642324
کل یادداشتها ها : 528
خبر مایه


 بسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

 

«وَ جَاءَ رَجُلٌ مِّنْ أَقْصا الْمَدِینَةِ یَسعَى قَالَ یَمُوسى إِنَّ الْمَلأَ یَأْتَمِرُونَ بِک لِیَقْتُلُوک فَاخْرُجْ إِنى لَک مِنَ النَّصِحِینَ»

«و از آخر شهر (که قصر فرعون در آنجا بود) مردى دوان دوان بیامد و گفت : اى موسى درباریان مشورت مى‏ کردند که تو را بکُشند، بیرون شو که من از خیرخواهان تو هستم .»

 

«فخَرَجَ مِنهَا خَائفاً یَترَقَّب قَالَ رَب نجِّنى مِنَ الْقَوْمِ الظلِمِینَ»

«موسى نگران از شهر خارج شد و گفت : پروردگارا مرا از شرّ مردم ستمگر نجات ده .»

 

«وَ لَمَّا تَوَجَّهَ تِلْقَاءَ مَدْیَنَ قَالَ عَسى رَبى أَن یَهْدِیَنى سوَاءَ السبِیلِ»

«وچون موسى متوجه جانب مدین شد، گفت امیدوارم که پروردگارم مرا به راه مستقیم و راست هدایت کند .»

 

«وَ لَمَّا وَرَدَ مَاءَ مَدْیَنَ وَجَدَ عَلَیْهِ أُمَّةً مِّنَ النَّاسِ یَسقُونَ وَ وَجَدَ مِن دُونِهِمُ امْرَأَتَینِ تَذُودَانِ قَالَ مَا خَطبُکُمَا قَالَتَا لانَسقِى حَتى یُصدِرَ الرِّعَاءُ وَ أَبُونَا شیْخٌ کبِیرٌ»

«وچون به آب مدین رسید، مردمى را دید که از چاه آب مى ‏کشند و در طرف دیگر دور از مردم دو نفر زن را دید که گوسفندان را از اینکه مخلوط با سایر گوسفندان شوند، جلوگیرى مى‏ کردند، موسى پرسید چرا ایستاده‏اید ؟ گفتند : ما آب نمى‏ کشیم تا آنکه چوپان ها، گوسفندان خود را ببرند، و پدر ما پیرى سالخورده است .»

 

قرآن کریم / سوره قصص / آیات 20 الی 23

 

 

سرزمین حجاز

«حجاز» رشته کوهستان غربی عربستان یا «جبل السراه» است و جهت آن شمالی جنوبی و در حدّ فاصل «تهامه» و ارتفاعات «نجد» واقع شده است (34) .

به نوشته «اصطخری»، «حجاز» دیار عرب بوده و شامل : «مکّه»، «مدینه»، «یمامه« و آنچه به آن پیوند داشته، بوده است (35) .

«مقدّسی»، «حجاز» را یکی از چهار خوره (ناحیه) «جزیره العرب» نام بُرده است (36) .

به گفت? «یاقوت»، «حجاز» کوهی است واقع در اراضی پَست میان «تهامه» و «نجد» و چون فاصل، میان این دو ناحیه است، «حجاز»، (حاجز = مانع) نامیده شده است (37) . «حجاز» از نگاه جغرافی دانان مسلمان بطور کلی از مرزهای «شام» در «عقبه» آغاز می شده و تا «لیث» (در مرز یمن) می رسیده است (38) .

برخی از جغرافی نویسان، «تبوک» و «فلسطین» را جزء «حجاز» می دانند (39) .

«حجاز»، اماکن و مواضع مهم و تاریخی دارد که از آن جمله است، «سرزمین حِسمی» که در منتهی الیه شمال «حجاز» و نزدیک به مرزهای «شام» در کنار «خلیج عقبه» قرار دارد (40)، این ناحیه پُرآب و حاصلخیز است و آثار بسیاری دارد و یکی از کوره های (کوره = خوره = ناحیه) آن «اِرَم» خوانده می شود (41) . برخی شرق شناسان معتقدند، این کلمه با آنچه در قرآن کریم، پیرامون این واژه «إِرَمَ ذَاتِ الْعِمَادِ» آمده و داستان های پیامبران و روایت های تاریخی کُهن، پیوند دارد (42) .

در روزگار جاهلی، قبیله های عربِ «جُذام» در «حِسمی» می زیستند . اکنون عرب های «حُوَیطات» در این ناحیه زندگی می کنند که به گفت? خاورشناسان، بازماندگان «نبطیان» قدیم محسوب می شوند (43) .

«بندر عقبه» (اَیلَه قدیم)، واقع در منتهی الیه «خلیج عقبه»، جزء ناحی? «حِسمی» به شمار می آمده است . به نوشت? «یعقوبی»، «ایله» بندری باشکوه بر ساحل دریای شور (قُلزُم) بود و حجاج «شام»، «مصر»، و «مغرب» در آنجا به بازرگانی و داد و ستد می پرداختند . مردم آن آمیزه ای از نژادهای مختلف بودند (44) .

«مسعودی» می نویسد : «یُحَنَّه بن رُویه»، «اُسقف ایله»، در «تبوک» به حضرت محمّد رسول الله (ص) رسید و قبول کرد که هر فرد بالغ از مردم «ایله» در سال دیناری سرانه دهد (45) . همچنین ساکنان آبادی «مُقنا»، واقع در ساحل شرقی «خلیج عقبه» که ظاهراً یهودی بوده اند، در سال نهم هجرت، با حضرت محمّد رسول الله (ص)، قرارداد صلح امضاء کردند (46) .

به موازات شهر «حِجر» یا «مداین صالح»، مسکن قوم «ثمود»، بندر معروف «وَجه» قرار داشت . به عقیده بعضی، بندر «وَجه» جزء «حِجر» بوده است . این بندر همچنان از بنادرِ مهم «عربستان» در ساحل «دریای سرخ» است .

«مَدیَن» که در ساحل شرقی دریای سرخ در ناحیه «حجاز» واقع است، در کُتُب مقدّس عهد عتیق، زادگاه یکی از اولاد حضرت ابراهیم (ع) نامیده شده است (47) . احتمالاً قوم یا قبیله «مَدین» قدیم که در تورات (48) نام آنها آمده، در آنجا ساکن بوده اند (49) .

در قرآن کریم، نیز از «قوم مدین»، « وَ إِلى مَدْیَنَ أَخَاهُمْ شعَیْباً ...» سخن رفته است (50) .

در «کُتُب مقدّس» آمده که «مدین» از «خلیج عقبه» تا «موآب» و «کوه سینا» امتداد داشت و به گفته برخی از «شبه جزیره سینا» تا «فرات» امتداد داشته است .

«مدینی ها» با مردم «فلسطین»، «لبنان» و «مصر» تجارت داشته اند . حضرت موسی (ع)، مدّتی در «مدین» ساکن بوده است (51)، از این رو برخی آن را پناهگاه حضرت موسی (ع) نامیده اند . عدّه ای نیز «مدینی ها» را همان قوم حضرت شعیب (ع) می دانند . به نظر می رسد «اصحاب الایکه» که در قرآن کریم « کَذَّب أَصحَب لْئَیْکَةِ الْمُرْسلِینَ» (52) ذکر آن رفته، همان «قوم مدین» است، ولی این مطلب که «مدینی هایی» که قرآن کریم از آنها نام بُرده، همان «مدینی هایی» هستند که در «تورات» و «کتب یونانی» از آنها سخن گفته شده، مسلّم نیست (53) .

قبل از اسلام، اهمیّت «مدین» به لحاظ راه بازرگانی آن بود که به «وادی القری» منتهی می شد، این راه در دوران اسلامی، نیز همچنان محل عبور کاروان های تجاری و حجّ بوده است . به نوشت? «یعقوبی»، «مدین» شهری است کُهن و آباد، دارای چشمه های بسیار و رودهای جاری و خوشگوار و باغ ها و بوستان ها و نخلستان ها، و ساکنین آن، مردمی به هم آمیخته اند (54) .

به نوشته «اصطخری»، «مدین» بر کنار? «دریای قلزم» و در شش منزلی «مدینه النبی (ص)» و برابر «تبوک» قرار دارد و از «تبوک» بزرگ تر است و چاهی که حضرت موسی (ع)، از آن آب کشید و گوسفندان حضرت شعیب (ع) را سیراب کرد، آنجاست .

همو گوید که این چاه را دیدم، پوشیده اند و خانه ای بر آن بنا کرده اند . آب مشروب «مدین» از چشمه ای روان است .

«مقدّسی» معتقد است که چون اصطلاحات «وزن» و «اندازه»، آداب و رسوم «مدینی های شامی» است و این شهر در مرز «حجاز» واقع شده، از «جزیره العرب» نیست .

 

ادامه دارد ... منیژه شهرابی






طراحی پوسته توسط تیم پارسی بلاگ