«ملکه ماری آنتوانت» دختر امپراتور، «ماری ترز» اتریشی و همسر «لوئی شانزدهم» بود که مورد نفرت مردم فرانسه بود و در سال 1793، محکوم به مرگ شد و توسط گیوتین اعدام شد . . |
یکی از بزرگترین کلاهبرداری های تاریخ در سال 1772 م صورت گرفت . «مادام بوآری» معشوق? لوئی پانزدهم از او خواست تا قیمتی ترین گردنبند جهان را برای او تهیه کند .
«لوئی پانزدهم» نمی توانست خواست? او را ردّ کند و از جواهرساز دربار، «بومر»، خواست تا اروپا را در جستجوی قیمتی ترین الماس ها زیرپا بگذارد .
«بومر» از این کار بسیار خشنود بود . او 600 سنگ قیمتی خریداری کرد و آنها را در گردن بندی کنار هم تعبیه کرد که به پول امروز، حدود 3 میلیون پوند قیمت داشت و در زیبایی بی نظیر بود .
جواهرساز، انتظارِ شرفیابی به دربار و تقدیم گردنبند و فروش آن را داشت، امّا «شاه» به ناگاه بر اثر بیماری درگذشت . جواهرساز رو به ورشکستگی بود . پادشاه جدید «لوئی شانزدهم» و همسرِ بیست سال? او «ماری آنتوانت» علاق? چندانی به خرید گردنبند نداشتند .
جواهرساز، هنگام تولد فرزندان، چندین بار به دربار رفت و امیدوار بود ملکه این گردنبند را برای مراسم غسل تعمید بخرد، امّا چنین نشد .
«ماری آنتوانت»، روابط خوبی با «اُسقف دور وان» نداشت . این اُسقف در زمان کودکیِ او، سفیر فرانسه در دربارِ مادرِ او، ملک? اُتریش بود . اعمال رسوای او، آن دوران در سراسر اروپا بر سرِ زبان ها بود .
او، عضو عالی رتب? دربار و از مردان با نفوذ کلیسا بود که ثروت زیادی از طریق دریافت رشوه به دست آورده بود و قسمت اعظم آن را خرجِ معشوقه هایش می کرد . او می دانست ملکه از او نفرت دارد و در صدد جلبِ نظر ملکه بود .
در اینجا، «کنتس ژان دولاموت» که از خانواده های اصیل فرانسه بود، وارد ماجرا شد . او قضی? گردنبند را می دانست و نقشه ای کشید . شوهرِ کنتس، یکی از افسران تهیدست ارتش بود که با استفاده از عنوانِ همسرش، خود را به لقب «کنت» ی مفتخر ساخته بود .
گفته می شد که «کنتس ژان» این قدرت را دارد که همه را شیفت? خود سازد . او توانست «کاردینال روان» را متقاعد کند که با ملکه ارتباط نزدیک دارد و می تواند کاری کند که او با کاردینال بر سرِ لطف آید .
«ژان» اندک اندک، کاردینال را متقاعد کرد که می تواند بین او و ملکه، ملاقاتی ترتیب دهد . او با کمک شیّادی توانست دست خطِ ملکه را تقلید کند و نامه هایی جعل کرد که نشان می داد ملکه نسبت به کاردینال نرم شده است . سپس زنی را به قامت ملکه پیدا کرد و شبی تاریک ترتیب ملاقات کاردینال با ملک? قلابی را در قبرستانی نزدیک «کاخ ورسای» داد .
«کاردینال» در تاریکی، شبحی به شمایل ملکه دید و پیشِ پای او زانو زد . ملک? قلابی، شاخ? رُزی را در دست او گذاشت و ناپدید شد .
کاردینال از خوشحالی سراز پا نمی شناخت . ملکه نه تنها او را بخشیده بود، بلکه با او بر سرِ لطف آمده بود . بنابراین، وقتی یادداشتی از او به دستش رسید که گردنبند را برای او بخرد، بسیار خوشحال شد که می تواند خدمتی انجام دهد . البته معامله باید محرمانه صورت می گرفت و تنها رابط مورد اعتماد، دوست عزیزِ ملکه، «کنتس ژان دولاموت» بود .
«کاردینال» گردنبند را خرید و آن را به «ژان» داد . شوهرِ این زن، بلافاصله آن را به «لندن» بُرد، در آنجا قطعه قطعه شد و الماس های آن به جواهر فروشی ها فروخته شد . «کنت» از سرِ احتیاط در «لندن» ماند تا آب ها از آسیاب بیافتد، امّا زنش با پولی که دریافت کرد، قصری خرید و کالسکه های مجلّل و عُشاق خود را با میهمانی های مجلّل سرگرم می کرد .
شش ماه طول کشید تا «کاردینال» جرأت کرد از ملکه سؤال کند چرا گردنبند را به گردنِ خود نمی آویزد . «ماری آنتوانت» خشمگین شد و قضیه را آشکار کرد . «کنتس ژان» دستگیر و به جُرم دزدی به زندان انداخته شد .
این افتضاح در سراسرِ فرانسه بر سرِ زبان ها افتاد و مردم را خشمگین کرد . «ماری آنتوانت» در میان مردم محبوبیتی نداشت و مردم عقیده داشتند که او معشوق? «کاردینال» است که به قیمت گرسنگیِ مردم، گردن بندهای قیمتی بر گردنِ خود می آویزد و «کنتس ژان» به عنوان فردی بی گناه معرفی شد که قربانیِ توطئه ای شده است .
بعدها، «ژان» بطور اسرارآمیزی از زندن گریخت (شاید به کمک انقلابیان) ، و به انگلستان رفت و از آنجا خطاب به روزنامه ها نوشت که بی گناه بوده و مقصرِ اصلی، ملکه است .
قضی? گردنبند، بدون تردید، یکی از جرقه هایی بود که آتش انقلاب را شعله ور کرد . در سال 1793، «ماری آنتوانت» محاکمه و محکوم به مرگ شد . ادعّای او مبنی بر آنکه «کنتس ژان دولاموت» را نمی شناسد، پذیرفته نشد و او را به گیوتین سپردند .
«کنتس ژان دولاموت» در «لندن» بدهی بالا آورده بود و برای فرار از دست طلبکارها، خود را از پنجر? اتاقش به بیرون پرتاب کرد !
هنرمندی از پنجر? یکی از خیابان های «پاریس» طرحی از «ملکه ماری آنتوانت»، درحالی که نشسته بود و دستهایش در پشت سر بسته بود، و آماد? اعدام شده بود، کشید . «ملکه ماری آنتوانت» در محاکمه، متهم شده بود که با «اُسقف دور وان» ، کاردینال اعظم، روابط نامشروع داشته و با کمک او، گردنبندِ گرانبها را دزدیده است . هر دو اتهام، کذب محض بود، امّا تفاوتی نمی کرد، مردم مصمم بودند او را به هلاکت برسانند .
|
منبع : کتاب جهان عجایب / نوشته : ریدرز دایجست بوک / ترجمه : ارغوان و شهکام جولائی / انتشارات جویا / تهران، 1374 (چاپ سوم) / صفحات 136 و137 (با دخل و تصرف و ویرایش – منیژه شهرابی)