اوّل صبح پنج شنبه، 4 اسفند 90 نشستم پای کامپیوتر و تو اینترنت ... که ناگاه اوّل صدای بهار را شنیدم ! تعجب نکنید، صدای بهار ... منظورم صدای دو یاکریمِ عاشق پشت پنجره ی خانه ام ... از پشت شیشه هم پیدا هستند که دارند لانه ی پارسالی را ترمیم می کنند و ترانه ی عاشقانه هم سَر داده اند ... بعد به شوق آنها، پنجره را باز می کنم ... دوّم نسیمِ فروردینی به مشامم می خورد ... انگار که بهار آمده ... این خبرِ خوش را «یاکریم ها» آورده اند ... منیژه شهرابی . ساعت 7 صبح