در روز ششم ماه جمادی الاولی سال هفتم هجرت، جنگ «موته» به وقوع پیوست . تعداد مسلمین در این جنگ، «سه هزار نفر» و تعداد کفار «یکصد هزار نفر» بود .
علّت وقوع جنگ به این دلیل بود که «حارث بن امیر ازدی»، حامل نامه ای از سوی حضرت محمّد رسول الله (صلی الله علیه و آله) به «قیصر روم شرقی» بود، در زمین های «موته» به دستور «شرحبیل بن عمرو»، سردار لشگر «روم شرقی» دستگیر شد، دست های او را بستند و سپس گردنش را زدند و به شهادت رساند .
وقتی این خبر به سمع حضرت محمّد رسول الله (صلی الله علیه و آله) رسید، بسیار ناراحت شد، از این رو دستور جهاد را صادر کرد و لشگری از مسلمانان به سوی «موته» روانه نمود .
در این جنگ، شخص حضرت محمّد رسول الله (صلی الله علیه و آله) و حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) حضور نداشتند و حضرت محمّد رسول الله (صلی الله علیه و آله)، سه امیر و فرمانده به ترتیب بر لشگر قرار دادند و فرمودند : «هریک شهید شدند، دیگری امیرِ لشگر باشد .»
این سه فرمانده رشید به ترتیب عبارت بودند از : «جعفر بن ابی طالب»، «زید بن حارثه»، و «عبدالله بن رواحه» .
شهادت سه فرمانده ی رشید و دلاور
در این جنگ، هر سه این بزرگواران به شهادت رسیدند، بدین ترتیب که اوّل، جناب «جعفر بن ابی طالب» به میدان آمد و بعد از مبارزه دلیرانه ای، دو دست آن حضرت را قطع کردند، و با این که جراحت های بسیاری بر بدن جناب «جعفر بن ابی طالب» وارد شده بود، امّا به واسطه هیبت و شجاعت های آن حضرت در میدان، کَسی جرأت جدا کردن سَرِ آن حضرت را نمی کرد؛ لذا دشمن، با تعدادی زیادی حمله کرده و بدن آن حضرت را با نیزه از زمین بلند کردند .
در همان لحظه، حضرت محمّد رسول الله (صلی الله علیه و آله) که در «مدینه النّبی (ص)» بر فراز منبر تشریف داشت و ماجرا را برای مردم بیان فرمود، ناگهان صورت مبارک را به طرف آسمان بلند کرد و در حق «جعفر بن ابی طالب» دعا فرمود .
خداوند «دو بال» به آن بزرگوار عنایت فرمود که با ملائکه در بهشت پرواز کند و بدین صورت به ایشان «جعفر طیّار» می گویند .
پس از شهادت هر سه فرمانده ی تعیین شده از طرف حضرت محمّد رسول الله (صلی الله علیه و آله)، به دستور آن حضرت، هر سه فرمانده ی شهید را در یک قبر دفن کردند .
حضرت محمّد رسول الله (صلی الله علیه و آله) از خبر شهادت جناب «جعفر بن ابی طالب» بسیار گریست و دستور داد تا سه روز غذا به منزل ایشان ببرند .
درباره ی جعفر بن ابی طالب
اوّلین کَسی که بعد از حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) به اَمر جناب ابوطالب (علیه السلام)، پُشت سَرِ حضرت محمّد رسول الله (صلی الله علیه و آله) نماز خواند، جناب جعفر بن ابی طالب، برادر بزرگوار حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) بود . ایشان از برادرِ بزرگوارش، 10 سال بزرگ تر بود .
«جعفر بن ابی طالب»، به دستور حضرت محمّد رسول الله (صلی الله علیه و آله) با گروهی از مسلمانان به «حبشه» هجرت نمود .
در «حبشه»، هنگامی که «عمروعاص» و دیگران قصد داشتند «نجاشی» را راضی کنند که «جعفر بن ابی طالب» و همراهانش را تحویل دهد، جناب «جعفر بن ابی طالب»، آیاتی از قرآن کریم را برای «نجاشی» و اطرافیانش تلاوت نمود که ایشان به گریه افتادند .
«عمروعاص»، چندین بار خواست که «جعفر بن ابی طالب» و مسلمانان را نزد «نجاشی»، افرادی نادرست جلوه دهد، ولی نتیجه برعکس شد و احترام آنها نیز نزد «نجاشی» بیشتر شد، مخصوصاً زمانی که «جعفر بن ابی طالب»، آیاتی در رابطه با حضرت مریم (سلام الله علیها) و فرزندِ بزرگوارش، حضرت عیسی مسیح (علیه السلام) تلاوت نمود .
آخرالامر، «عمروعاص» نیرنگ باز، غذایی مسموم تهیه کرد، برای «جعفر بن ابی طالب» فرستاد که آن حضرت را شهید کند، ولی گربه ای آمد و از آن غذا، مختصری خورد و بقیه غذا را ریخت . آن گربه هم مُرد و توطئه «عمروعاص» فاش شد .
در روز «فتح خیبر»، [قلعه ی یهودیان]، «جعفر بن ابی طالب»، به همراه همسرش و دیگر مسلمانان به «مدینه النّبی (ص)» آمدند و حضرت محمّد رسول الله (صلی الله علیه و آله) از آمدنِ آنان بسیار خوشحال شدند و فرمودند : «نمی دانم به کدام خوشحال تر باشم، به فتح خیبر یا به آمدن جعفر ؟!»
منابع مطلب :
منتخب التواریخ، ص 57 و 58 / سیری در شرح ابن ابی الحدید، ج 2، ص 410 الی 414 / وقایع الشهور، ص 94
تهیه و تنظیم ... منیژه شهرابی