اشک های بی قرار
السلام علیک یا فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
شهادت حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) را به پیشگاه حضرت مهدی صاحب الزمان (عجّل الله تعالی فرجه الشریف)، فرزند بزرگوارش تسلیت عرض می نمایم . شهرابی |
ما در دو جهان ، فاطمه جان،
دل به تو بستیم، محبان تو هستیم،
نظر کن ز عنایت، به فردای قیامت
روایت شده که در روزِ آخر، حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)، خود را شستشو داد و لباس نو بَر تن کرد، سپس «اسماء بنت عمیس» را به پیش فرا خواند و به او فرمود : «بسترم را در وسط اتاق پهن کن .»
با شنیدن این سخن، قلبِ «اسماء بنت عمیس» به تپش افتاد و دریافت که وقت سفرِ بانوی دو عالَم و پَر کشیدنش به سوی خداوند فرا رسیده است .
«سیده نساء العالمین»، در بستر، رو به قبله دراز کشید، در حالی که دست مبارک را زیرِ صورت قرار داده بود، تمام این ماجرا، بعد از آن بود که حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)، خودش غذایی را برای کودکانش آماده کرده بود .
لحظه ی احتضار و پَر کشیدن فرا رسید، بانوی دو عالَم به نقطه ای خیره شد و فرمود : سلام بر جبرئیل، سلام بر رسول الله (صلی الله علیه و آله)، خدایا ! مرا در جوارِ فرستاده ات قرار بده . پروردگارا ! مرا در رضوان و در کنارِ خودت و خانه ی خودت که مقام امنیت و سلامت است، مأوی بده .
سپس فرمود : آیا شما هم می بینید آنچه را من می بینم ؟
به ایشان عرض کردند : مگر شما چه می بینید ؟
فرمود : اینها، گروه هایی از اهل آسمان هستند، و این جبرئیل است و این پدرم، رسول الله (صلی الله علیه و آله) است که می فرماید : عزیزِ دلم ! بیا که آمدنت بهتر از ماندنت است .
بعد از این سخنان، حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) چشم گشود و فرمود : «و علیک السلام یا قابض الارواح !»
و بعد آن بانو به درگاه پروردگار عرض کرد : «خدایا مرا به سوی خودت، و بهشتت ببر؛ نه به سوی آتش غضبت .»
سپس چشم هایش را بست و جان به «جان آفرین» تسلیم کرد ...
پاسی از شب گذشته، و چشم های نامحرمان و پیمان شکنان در خواب بود ...
حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام)، «یاس کبودش» را غسل داد و کفن به بدنِ آن بانوی بزرگوار کرد ...
والله که دیگر تابِ بیان کردن بقیه ی ماجرا را ندارم که در این نیمه شب، قلبم به تپش افتاده و قلمم به اضطراب، زهرا جان دیگر نمی توانم تعریف کنم، که امیرالمؤمنینِ عزیز چگونه به پایان رساند آن غم بزرگ از دست دادنت را در اوج تنهایی و بی کَسی و بی یاوری !
اشک های بی قرارم، اَمانم نمی دهد و از لابلای مژگانم بَرگونه می چکد و بی تاب ترم می کند ...
السلام علیک یا فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
منیژه شهرابی