«هنریک یوهان ایبسن»، شاعر، نمایشنامه نویس نروژی، در تاریخ 20 ماه مارس (29 اسفند ماه) سال 1828 در «اسکین» (نروژ) به دنیا آمد و در تاریخ 23 ماه می (3 خرداد ماه) سال 1906 در «اسلو» (نروژ فعلی) از دنیا رفت .
«هنریک ایبسن»، یکی از بزرگترین استادان هنر تئاتر در تمامی اعصار، و هم سنگِ «سوفوکل» و «شکسپیر» محسوب می شود .
«زیستن، جنگیدن با «ترول» هاست در سرداب های دل و سر؛ نوشتن، خود را به داوری نشستن .»
خانواده «ایبسن»، وابسته به سنّت و مذهب بودند و میانه ی خوبی با پیشرفت و تجدد نداشتند . «هنریک» در نوجوانی پس از ورشکستگی پدرش، برای نخستین بار، طعم فقر و تنگدستی را چشید و از این دوران به بعد، چنان به او سخت گذشت که تا آخرِ عمر، همواره از فقر و درماندگی، همچون کابوسی دردناک می هراسید .
شخصیت های نمایش «ایبسن»، اغلب از وضعیت خانه و پدر و مادرش گرفته شده اند . «هنریک» در کودکی به نقاشی علاقه ی فراوان داشت، ولی فراهم نبودن وسایل، مانع به ثمر رسیدن استعدادش شد . «هنریک در سن 15 سالگی، در داروخانه ای در شهر «گریمستاد» به شاگردی مشغول شد .
با وقوع انقلاب سال 1848 در شمال اروپا، «ایبسن» به سرودن اشعار آزادیخواهانه روی آورد . وقتی «ایبسن» متوجه عدم استعداد خود در رشته ی پزشکی پی برد، به نوشتن پرداخت . با مطالعه تاریخ روم و توطئه «کاتلینا» و خطابه های «سیسرون» و همچنین شرح انقلاب فرانسه در سال 1848، باعث شد که «ایبسن»، اوّلین نمایشنامه خود را در سال 1850 (22 سالگی) به نام «کاتلین» بنویسد و منتشر بکند .
یک سال بعد، در تماشاخانه شهر «برگن»، مشغول به کار شد و این اشتغال، 5 سال طول کشید و در این مدّت، چندین بار به «کپنهاگ» کرد و مطالعاتی در زمینه ی تئاتر انجام داد و به کسب تجربه پرداخت .
«هنریک ایبسن» از سال 1858 به «اسلو» بازگشت تا به کارگردانی در تئاتر ملّی «کریستیانا» بپردازد و در سال 1864 به «ایتالیا» رفت و 27 سال به سرزمینش بازنگشت و هنگامی که پس از 27 سال برگشت، یک نویسنده ی مشهور شده بود .
«هنریک ایبسن» در «ایتالیا»، «کمدی عشق» را نوشت و در آن حُرمت و پاکیزگی زندگی زناشویی را مورد استهزاء قرار داد و در سال 1865، «براند» را نوشت که باعث شهرتش شد و بعد از آن، نمایشنامه ی «پرگنت» را نوشت .
«هنریک ایبسن»، سبکی را در نمایشنامه نویسی به وجود آورد که به «نمایش ایده» معروف گشت، که او را به مرکز بحث در «اروپا» تبدیل کرد .
«هنریک ایبسن» در سال 1868 به «آلمان» رفت و در آنجا، سال وقت صرف نمایشنامه «امپراتور و گالیله» کرد، که شرح زندگی و دوران یکی از امپراتوری های رومی «ژولینِ مُرتد» بوده است .
«ایبسن»، در سال 1870، 50 قطعه از اشعارش را با نام «خرس شکنجه شده»، منتشر می کند، و 3 سال بعد، «قیصر و جلیلی» را چاپ کرد، و پس از گذشت 4 سال از انتشارِ این نمایشنامه، عنوان دکترای افتخاری را از دانشگاه «اوپسالا» دریافت کرد .
سپس، «ایبسن»، نمایشنامه ی «ارکان جامعه» را به چاپ رساند، که داستانِ مرد گرگ صفتی است که خود را به لباس میشی درآورده و با تظاهر به تقوی و پرهیزگاری، مایه ی فساد اجتماع می شود .
«ایبسن»، در سال 1879، نمایشنامه ی «خانه عروسک» (عروسک خانه) و «ارواح» را منتشر می کند، امّا نمایشنامه تا 2 سال به نمایش درنمی آید و همه در مقابل او می ایستند و همین موضوع باعث می شود که نمایشنامه ی «دشمن مردم» را بنویسد .
در نمایشنامه ی «دشمن مردم، شخصیت «دکتر استوکمان»، تا آن اندازه منطبق بر شخصیتِ خودِ «ایبسن» است که «ایبسن» به ناشرش چنین می نویسد : «دکتر و من، درست با یکدیگر توافق داریم . در موضوع های بسیار فراوان هماهنگیم، امّا دکتر کمی لجوج تر از من است !»
«دکتر استوکمان»، در واقع همانند «ایبسن»، یک پیشرو است که همواره قصد مبارزه با اکثریت و دفاع از اقلیّت را دارد .
نمایشنامه ها :
- کاتلینا (1850)
- آرامگاه جنگجو (1850)
- خانم اینگر (1854)
- ضیافت سولهاک (1855)
- اولاف لیل بکرانس (1856)
- وایکینگ ها در هلگلاند (1857)
- کمدی عشق (1862)
- مدعیان (1863)
- براند (1865)
- پیر گینت (1867)
- اتحادیه جوانان (1869)
- امپراتور و گالیله (1873)
- ارکان جامعه (1877)
- عروسک خانه (1879)
- ارواح (1881)
- دشمن مردم (1882)
- مرغابی وحشی (1884)
- روسمر هولم (1886)
- بانوی دریایی (1888)
- هدا گابلر (1890)
- استاد سون نس (1892)
- ایولوف کوچک (1894)
- جان گابریل بورکمن (1896)
- وقتی ما مُردگان از خواب برمی خیزیم (1899)
تهیه و تنظیم ... منیژه شهرابی