لا فَتی الاّ علی، لا سَیفَ الاّ ذوالفقار
جاذبه و دافعه حضرت علی (ع)
در این مبحث ابتدا، نمونه هایی از فضیلت های اخلاقی حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را از کتاب «جاذبه و دافعه حضرت علی (علیه السلام)»، نوشته استاد شهید مرتضی مطهری بیان می نماییم :
«مردمی که هم جاذبه دارند و هم دافعه، انسان های با مسلک که در راه عقیده و مسلک خود فعالیت می کنند، گروه هائی را به سوی خود می کِشند، در دل هائی به عنوان محبوب و مراد جای میگیرند و گروه هائی را هم از خود دفع می کنند و می رانند، هم دوست سازند و هم دشمن ساز، هم موافق پرور و هم مخالف پرور اینها نیز چند گونهاند، زیرا گاهی جاذبه و دافعه هر دو قوی است و گاهی هر دو ضعیف و گاهی با تفاوت . افراد با شخصیت آنهائی هستند که جاذبه و دافعه شان هر دو قوی باشد و این بستگی دارد به اینکه پایگاه های مثبت و پایگاه های منفی در روح آنها چه اندازه نیرومند باشد . البته قوت نیز مراتب دارد، تا می رسد به جائی که دوستان مجذوب، جان را فدا میکنند و در راه او از خود می گذرند و دشمنان هم آنقدر سرسخت می شوند که جان خود را در این راه از کَف می دهند و تا آنجا قوّت می گیرند که حتی بعد از مرگ، قرن ها جذب و دفعشان در روح ها کارگر واقع می شود و سطح وسیعی را اشغال می کند و این جذب و دفع های سه بُعدی از مختصات اولیاء است، همچنان که دعوت های سه بعدی مخصوص سلسله پیامبران است .»
«حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) از بزرگ مردانی است که هم جاذبه دارد و هم دافعه و جاذبه و دافعه او سخت نیرومند است . شاید در تمام قرون و اعصار جاذبه و دافعهای به نیرومندی جاذبه و دافعه حضرت علی (علیه السلام) پیدا نکنیم . دوستانی دارد عجیب، تاریخی، فداکار، با گذشت، از عشق او همچون شعله رهائی از خرمنی آتش، سوزان و پُر فروغ هستند، جان دادن در راه او را آرمان و افتخار می شمارند و در دوستی او همه چیز را فراموش کردهاند . از مرگ علی (علیه السلام) ،سالیان، بلکه قرونی گذشت، امّا این جاذبه همچنان پرتو میافکند و چشم ها را به سوی خویش خیره می سازد .»
«در دوران زندگیش عناصر شریف و نجیب، خدا پرستانی فداکار و بی طمع، مردمی با گذشت و مهربان، عادل و خدمتگزار خلق، گِرد محور وجودش چرخیدند که هرکدام تاریخچهای آموزنده دارند و پس از مرگش در دوران خلافت معاویه و اُمویان، جمعیت های زیادی به جرم دوستی او در سخت ترین شکنجه ها قرار گرفتند، امّا قدمی را در دوستی و عشق علی (علیه السلام) کوتاه نیامدند و تا پای جان ایستادند .
سایر شخصیت های جهان با مرگشان همه چیزها می میرد و با جسمشان در زیر خاک ها پنهان می گردد، امّا مردان حقیقت خود می میرند، ولی مکتب و عشق ها که بَرمیانگیزند، با گذشت قرون تابنده تر می گردد :
به قول شاعر گرانقدر
سعدیا مردنکونام نمیرد هرگز
مُرده آن است که نامش به نکویی نبرند
حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) از صورت یک فرد بیرون است و به صورت یک مکتب موجود است و به همین جهت گروهی را به سوی خود می کِشد و گروهی را از خود طرد می نماید . آری علی (علیه السلام) شخصیت دو نیروئی است .»
«جاذبه علی (علیه السلام) ...، هم سطح وسیعی از جمعیت را مجذوب خویش ساخته و هم به یک قرن و دو قرن پیوسته نیست، بلکه در طول زمان ادامه یافته و گسترش پیدا کرده است . حقیقتی است که بر گونه قرون و اعصار می درخشد و تا عمق و ژرفای دل ها و باطن ها پیش رفته است، آنچنان که بعد از قرن ها که به یادش میافتند و سجایای اخلاقیش را می شنوند، اَشک شوق میریزند و به یاد مصائبش می گریند تا جائی که دشمن را نیز تحت نفوذ قرار داده است و اَشکش را جاری ساخته است و این قدرتمندترین جاذبه هاست ... »
«... علی (علیه السلام) به همین شدت دشمنان سرسخت دارد، دشمنانی که از نام او به خود می پیچیدند . علی (علیه السلام) از صورت یک فرد بیرون است و به صورت یک مکتب موجود است، و به همین جهت گروهی را به سوی خود می کِشد و گروهی را از خود طَرد می نماید . آری علی (علیه السلام)، شخصیت دو نیروئی است .»
«علی (علیه السلام)، مقیاس و میزانی است برای سنجش فطرت ها و سرشت ها . آنکه فطرتی سالم و سرشتی پاک دارد از وی نمی رنجد ولو اینکه شمشیرش بر او فرود آید و آنکه فطرتی آلوده دارد به او علاقمند نگردد ولو اینکه احسانش کند، چون علی (علیه السلام)، جزء تجسم حقیقت چیزی نیست ...»
«... و در حقیقت علی (علیه السلام)، همچون قوانین فطرت است که جاودانه می مانند . او منبع فیاضی است که تمام نمی گردد، بلکه روزبروز زیادتر می شود و به قول «جبران خلیل جبران» از شخصیت هائی است که در عصر پیش از عصر خود به دنیا آمدهاند، بعضی از مردم فقط در زمان خودشان رهبرند و بعضی اندکی بعد از زمان خویش نیز رهبرند و به تدریج رهبریشان رو به فراموشی می رود، امّا حضرت علی (علیه السلام) و معدودی از بشر همیشه هادی و رهبرند ... »
ادامه دارد ... منیژه شهرابی