صبح نزدیک است ...
إِنَّ مَوْعِدَهُمُ الصبْحُ أَلَیْس الصبْحُ بِقَرِیبٍ
|
با تو هستم ای شاپرکِ در پیله !
بِشتاب ! عجله کن !
از پیله ات بیرون بیا،
پروانه شو ! پرواز کن !
همانا وعده ی ما «صبح» است
إِنَّ مَوْعِدَهُمُ الصبْحُ
أَلَیْس الصبْحُ بِقَرِیبٍ
«صبح» نزدیک است ...
با تو هستم مرغ سحر
بیدار شو،
آواز بخوان و سرمست شو
همانا وعده ی ما «صبح» است
إِنَّ مَوْعِدَهُمُ الصبْحُ
أَلَیْس الصبْحُ بِقَرِیبٍ
«صبح» نزدیک است ...
«مژده ای دل که مسیحا نَفسی می آید !»
مژده ای دلِ غمگین و تنهایِ من
«زده ام فال و فریاد رسی می آید !»
طلوع فجر را خواهی دید
گر تا صبح بمانی بیدار
همانا وعده ی ما «صبح» است
إِنَّ مَوْعِدَهُمُ الصبْحُ
أَلَیْس الصبْحُ بِقَرِیبٍ
«صبح» نزدیک است ...
منیژه شهرابی
شنبه – 17/1392
ساعت نیمِ بامداد