فتح خیبر به دست امیرالمؤمنین حیدر کرار
لافَتی الا علی، لا سَیفَ الا ذوالفقار
|
در تاریخ 24 رجب سال هفتم هجرت، «خیبر»، یکی از قلعه های یهودیان در شهر «مدینه النبی» به دست مبارک حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) فتح شد و «مرحب»، یکی از پهلوانان یهود به دست حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) کُشته شد (1) .
در قرآن کریم، آیات 11 الی 15، داستان یهودیانی که در خیبر می زیستند و به همراه منافقین، درصدد توطئه بر علیه نومسلمانان بودند، به اختصار آمده است :
«أَلَمْ تَرَ إِلى الَّذِینَ نَافَقُوا یَقُولُونَ لاخْوَانِهِمُ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتَبِ لَئنْ أُخْرِجْتُمْ لَنَخْرُجَنَّ مَعَکُمْ وَ لا نُطِیعُ فِیکمْ أَحَداً أَبَداً وَ إِن قُوتِلْتُمْ لَنَنصرَنَّکمْ وَ اللَّهُ یَشهَدُ إِنهُمْ لَکَذِبُونَ»
«آیا به وضع کسانى که نفاق ورزیدند، نیندیشیدى که به برادران خود، یعنى به آنهایى که از اهل کتاب کافر شدند، مى گویند : اگر مسلمانان شما را از دیارتان بیرون کنند، ما نیز مطمئناً با شما بیرون خواهیم شد و درباره شما احدى را ابداً اطاعت نخواهیم کرد، و اگر با شما جنگ کنند بطور یقین و حتما یاریتان خواهیم نمود و خدا شهادت مى دهد به اینکه ایشان دروغگو هستند »
«لَئنْ أُخْرِجُوا لا یخْرُجُونَ مَعَهُمْ وَ لَئن قُوتِلُوا لا یَنصرُونهُمْ وَ لَئن نَّصرُوهُمْ لَیُوَلُّنَّ الأَدْبَرَ ثُمَّ لا یُنصرُونَ»
«و مسلماً اگر بنى النضیر از دیارشان بیرون شوند، این منافقین با آنان بیرون نخواهند رفت، و اگر با ایشان بجنگند، یاریشان نخواهند نمود و بر فرض هم که یاریشان کنند، در وسط کارزار فرار خواهند کرد و آن وقت خودشان هم یارى نخواهند شد .»
«لأَنتُمْ أَشدُّ رَهْبَةً فى صدُورِهِم مِّنَ اللَّهِ ذَلِک بِأَنهُمْ قَوْمٌ لا یَفْقَهُونَ»
«شما مسلمانان درنظر آنان ترسناک تر هستید از خدا، و این بدان جهت است که ایشان مردمى نفهم هستند .»
«لا یُقَتِلُونَکمْ جَمِیعاً إِلا فى قُرًى محَصنَةٍ أَوْ مِن وَرَاءِ جُدُرِ بَأْسهُم بَیْنَهُمْ شدِیدٌ تحْسبُهُمْ جَمِیعاً وَ قُلُوبُهُمْ شتى ذَلِک بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا یَعْقِلُونَ»
«اینها دسته جمعى با شما نمى جنگند، مگر در داخل قریه هاى محکم و یا از پَسِ دیوارها . شجاعتشان بین خودشان شدید است، تو آنان را متحد مى بینى، ولى دل هایشان پراکنده است، و این بدان جهت است که مردمى بى عقل هستند .
«کَمَثَلِ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ قَرِیباً ذَاقُوا وَبَالَ أَمْرِهِمْ وَ لهَُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ»
«وضع آنان درست مثل کسانى است که قبل از ایشان در همین سال هاى نزدیک وبال کار خود را چشیدند و عذابى الیم هم در پى دارند .»
«خیبر»، جلگه ای در 32 فرسنگی شمالِ مدینه النبی، مشتمل بر قلعه های متعدد، و نخلستان های بسیار، و گله های فراوان، و دارای آب و خاک مرغوبی برای کشاورزی بود . یهودیان بنی قینقاع و بنی نضیر (بالغ بر بیست هزار نفر)، ساکن آنجا بودند و شغل عمده ی آنها زراعت و باغداری بود . در آنجا، هفت قلعه بود، به نام های : «ناعم»، «قموص»، «کتیبه»، «شق»، «نطاء»، «وطیح»، و «سلالم» .
|
پس از صلح «حدیبیه» و پیروزی حضرت محمّد مصطفی رسول الله (صلّی الله علیه و آله و سلّم)، آن حضرت متوجه شدند که یهودیانی که در خیبر ساکن هستند، به همراه منافقین، قصد توطئنه بر علیه اسلام و مسلمانان دارند، لذا تصمیم گرفتند که این آخرین پایگاه یهودیان را نیز از بین ببرند .
خداوند عزّ و جلّ، وعده این پیروزی را، پس از صلح «حدیبیه»، در آیات 18 و 19 سوره ی فتح به مسلمانان داده بود :
«لَّقَدْ رَضىَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِینَ إِذْ یُبَایِعُونَک تحْت الشجَرَةِ فَعَلِمَ مَا فى قُلُوبهِمْ فَأَنزَلَ السکِینَةَ عَلَیهِمْ وَ أَثَبَهُمْ فَتْحاً قَرِیباً»
«خداى تعالى آن روز که مؤمنین در زیر آن درخت با تو بیعت کردند، از ایشان راضى شد، چون از نیّات درونیشان آگاه بود، و به همین جهت آرامشى بر آنان نازل کرد، و به عنوان پاداش، فتحى نزدیک روزیشان کرد .»
«وَ مَغَانِمَ کَثِیرَةً یَأْخُذُونهَا وَ کانَ اللَّهُ عَزِیزاً حَکِیماً»
«و نیز غنیمت هایى بسیار روزیشان کرد که به دست آورند، و خدا همواره مقتدرى شکست ناپذیر و حکیمى فرزانه است .»
ماجرای فتح خیبر
حضرت محمّد مصطفی رسول الله (صلّی الله علیه و آله و سلّم)، به همراه سپاه اسلام، فاصله ی میان مدینه النبی و خیبر را به سرعت و در 3 منزل پیمودند و برای آنکه راه ارتباطی یهودیان و قبیله ی «غطفان» را که هم پیمان یکدیگر بودند، و با خیبر تنها 2 فرسخ فاصله داشتند، قطع کنند؛ از راهی حرکت کردند تا مسلمانان میان آنها حائل شوند و از این رو بر سرِ «آب رجیع» فرود آمد .
تیره های «غطفان» تصمیم به حرکت و یاری «خیبریان» گرفتند، امّا چون اندکی از مسیر را طی کردند، از جانب خدا ترس و دهشت بر دل هایشان نشست و نگرانِ اسارت زن ها و فرزندانشان شدند، از این رو به سرزمین خود بازگشتند و همانطور که در آیه 12 سوره حشر آمده، هم پیمانانشان را در برابر سپاه اسلام تنها واگذاردند .
مسلمانان، در نزدیکی قلعه ها اردو زدند و شبانه به سرعت راه ها و نقاط حسّاس را تسخیر نمودند . صبحگاه که برخی از اهالی خیبر از قلعه ها به سمت مزارع و نخلستان ها بیرون آمدند، ناگهان با مسلمانان روبرو شدند که تمام اطراف را محاصره کرده بودند، به سرعت به خانه های خود گریختند و با فریاد، موضوع را به همه اطلاع دادند .
در این هنگام، حضرت محمّد مصطفی رسول الله (صلّی الله علیه و آله و سلّم) فریاد زد :
«الله اکبر خربت خیبر انا اذا نزلنا بساحه قوم فساء صباح المنذرین .»
«الله اکبر، ویران باد خیبر، چون ما بَر سَرِ قومی فرود می آییم . چه قدر بَد است روزگار بیم داده شدگان .»
یهودیان، با دیدن این وضعیت، درهای قلعه ها را محکم بستند . بزرگان یهود خیبر با یکدیگر به مشورت پرداختند . در بین آنان، دوهزار مرد جنگی بود . آنها از بابت ذخایر آب و غذا آسوده بودند . قلعه ها چنان مستحکم بناء شده بود که نفوذ به آنها، غیرممکن می نمود . مردان یهودی از بالای قلعه ها، موقعیتی مناسب برای پرتاب تیر و سنگ داشتند، نتیجه ی مشورت این شد که : زنان و کودکان را در یکی از قلعه ها و ذخایر غذایی را در قلعه ای دیگر جای دهند و جنگاوران هر قلعه با پرتاب سنگ و تیر از بالای قلاع به دفاع بپردازند و هر دلیران هر قلعه نیز، در شرایط مناسب، از قلعه بیرون بیایند و با مسلمانان بجنگند .
بدین گونه، یهودیان توانستند یک ماه مقاومت بکنند .
در نهایت، مسلمانان، ابتدا قلعه ی «ناعم» و بعد از آن قلعه ی «قموص» را فتح کردند . با فتح این دو قلعه، اسیران بسیار و غنائم فراوان نصیب مسلمین شد . قلعه ها، یکی پس از دیگری به تسخیر مسلمانان درآمد، اما چون نوبت به دو قلعه ی «وطیح» و «سلالم» رسید، فتح آن دو به مشکل برخورد، چرا که جنگجویان یهود در این دو قلعه ی باقی مانده، جمع شده بودند و سرسختانه مقاومت می کردند .
مسلمانان، بیش از 10 روز در اطراف این دو قلعه بودند، امّا با وجود کُشته های بسیار، نتوانستند کاری از پیش ببرند . در یکی از روزها، حضرت محمّد مصطفی رسول الله (صلّی الله علیه و آله و سلّم)، برای فتح این دو قلعه، ابتدا پرچم را برای مبارزه با آنان به دست ابوبکر داد . ابوبکر با لشکری رفت، ولی چون نظر به پهلوانان آنان نمود، فرار کرد و لشکریان هم در پی او بازگشتند . روز بعد، حضرت محمّد مصطفی رسول الله (صلّی الله علیه و آله و سلّم)، پرجم را به عمر داد و او از ترسِ کُشته شدن به میدان جنگ نرسیده، بازگشت .
حضرت محمّد مصطفی رسول الله (صلّی الله علیه و آله و سلّم) که وضع را چنین دید، فرمودند :
«لاعطین الرایه غداً رجلاً یحب الله و رسوله و یحبه الله و رسوله کراراً غیر فرار لا یرجع حتی یفتح الله علی یدیه.»
«فردا پرچم (پرچم اسلام) را به مردی می دهم که حمله هایش را تکرار کند، نَه اینکه فرار کند، کَسی که خدا و پیامبرش را دوست دارد، و خدا و پیامبرش هم او را دوست دارند، و خداوند «خیبر» را به دستِ او فتح کند .»
البته، همه ی اصحاب در آن لحظه آرزو کردند که این مقام و منزلت به آنان واگذار شود .
لافَتی الا علی، لا سَیفَ الا ذوالفقار
|
فردای آن روز، حضرت محمّد مصطفی رسول الله (صلّی الله علیه و آله و سلّم)، زره خود بر قامت حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) پوشانید و شمشیر «ذوالفقار» را بَر کمر آن حضرت بست و پرچم اسلام را به آن حضرت سپرد و سوار بر مرکبش نموده، فرمود : «جبرئیل از سمت راست، میکائیل از سمت چپ، عزرائیل از پیش رو، و اسرافیل از پشت سر، و نصرت خداوند بالای سر، و دعای من از پشتِ سرِ توست .» و سپس فرمود : «یا علی ! مسلمانی را بر ایشان عرضه کن .»
میدان جنگ خیبر
بدین صورت، حضرت امیرالمؤمنین حیدر کرار (علیه السلام) با عدّه ای از مسلمانان به مصاف خیبریان رفت و تنی چند از جنگجویان آنان را همچون «مرحب» در نبردی تن به تن به هلاکت رساند .
پس از درگیری رو درروی، و کُشته شدن تعدادی از جنگجویان، یهودیان باقی مانده به سوی قلعه گریختند و درب قلعه را بستند .
در این هنگام، حضرت امیرالمؤمنین حیدر کرار (علیه السلام)، با دستِ قدرتمندِ خود، دربِ محکم قلعه را یکجا کَند، و آن را به صورت پُلی درآورد تا مسلمانان از آن عبور بکنند و به داخل قلعه بروند .
نادً علیاً مظهر العجایب
|
حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در این باره می فرماید :
«ما قلعت باب خیبر و رمیت به خلف ظهری اربعین ذراعاً بقوه جسدیه و لا حرکه غذائیه لکنی ایدت بقوه ملکوتیه و نفس بنور ربها مضیئه.»
«من درب خیبر را با نیروی جسمانی و حاصل از غذا، نَکَندم، بلکه به قدرتی ملکوتی و نَفسی که به نور پروردگارش روشن بود، مؤید بودم .»
روایت شده که حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در هنگام فتح خیبر، سه روز بود که به دلیل بیماری، غذا نخورده، و گرسنه بود (2)
همچنین در این غزوه، دسته ای از زنان «بنی غفار» برای امور فرعی و جانبی، چون مداوای مجروحین به همراه مسلمانان آمده بودند .
دقیقاً در چنین روزی که «خیبر» به دست مسلمانان فتح شد، حضرت جعفر بن ابی طالب (علیه السلام) از «حبشه» به «مدینه النبی» آمد (3)، که این خبر مسرت بخش، باعث شادی دوچندانِ حضرت محمّد مصطفی رسول الله (صلّی الله علیه و آله و سلّم) و حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) و دیگر مسلمان شد (4) .
منابع
1- زاد المعاد، ص 35 / فیض العلام، ص 317
2- مستدرک علی الصحیحین، ج 3، ص 37 / مجمع الزوائد و منبع الفوائد، ج 9، ص 124 / کنزالعمال، ج 5، ص 283 / فیض العلام، ص 317 الی 321
3- منتخب التواریخ، ص 56 / وقایع الایام، ج رجب، ص 255
4- در نوشتن این مقاله، از کتاب «محمّد (ص) پیام آور خداوند»، قسمت «فتح خیبر»، نویسنده : «محمّد مهدی توکلی»، استفاده شده است .
تهیه و تنظیم : منیژه شهرابی