شهادت حضرت امام موسی کاظم (علیه السلام)
25 رجب، شهادت حضرت امام موسی کاظم (علیه السلام) را به پیشگاه حضرت مهدی صاحب الزمان (عجّل الله تعالی فرجه الشریف)، فرزند بزرگوارشان، تسلیت و تعزیت عرض می نمایم . منیژه شهرابی
|
حضرت امام موسی کاظم (علیه السلام)، در روز 25 رجب سال 183، در زندان «سندی بن شاهک» به شهادت رسیدند (1) .
«هارون الرشید» ملعون، خلیفه عباسی، به ظاهر برای زیارت، و در حقیقت برای دستگیر نمودن حضرت امام موس کاظم (علیه السلام) و فرستادن آن حضرت از مدینه النبی، به بغداد، به مسجد النبی (صلّی الله علیه و آله و سلّم) آمد (2) .
خلفای ظالم در دوران امامت حضرت
حضرت امام موسی کاظم (علیه السلام) 20 سال داشتند که امامت و ولایت به ایشان منتقل شد و مدّت امامت و ولایت ایشان 35 بود .
هنگام شهادت امام جعفر صادق (علیه السلام)، «منصور عباسی» به دلیل جنایتی که انجام داده بود و آن امام همام را به شهادت رسانیده بود، و شرایط سیاسی متشنجی که به وجود آورده بود، بنابراین، متعرض حضرت امام موسی کاظم (علیه السلام) نشد .
بعد از منصور، حدود 10 سال، «مهدی عباسی» بر مسند خلافت نشست و او، حضرت امام موسی کاظم (علیه السلام) را به عراق آورده و حبس کرد . گویند، شبی حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را در خواب دید که به او فرمود (3) :
«فَهَلْ عَسیْتُمْ إِن تَوَلَّیْتُمْ أَن تُفْسِدُوا فى الأَرْضِ وَ تُقَطعُوا أَرْحَامَکُمْ»
وقتی «مهدی عباسی» از خواب بیدار شد، مراد حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را دانست و حضرت امام موسی بن جعفر (علیه السلام) را از زندان آزاد کرد .
پس از «مهدی عباسی»، پسرش «هادی عباسی»، درصدد آن بود که حضرت امام موسی کاظم (علیه السلام) را محبوس بکند، امّا اجل به او مهلت نداد، چه اینکه کمتر از یک سال، خلافت کرد، و پس از آن، خلافت به «هارون الرشید) رسید که حضرت امام موسی کاظم (علیه السلام) را از زندانی به زندان دیگر فرستاد (4) .
بر مزار حضرت رسول الله (ص)
یک روز «هارون الرشید»، تصمیم گرفت تا بر مزار حضرت محمّد مصطفی رسول الله (صلّی الله علیه و آله و سلّم) برود، تا بدین ترتیب، در انظار مردم، خود را مسلمان واقعی و دوستدار آیین اسلام جلوه بدهد .
اتفاقاً، در آن روز حضرت امام موسی کاظم (علیه السلام) به حرم شرفیاب شده بودند و مردم نیز به احترام حضرتش، راه را برای او باز می نمودند .
«هارون الرشید»، با دیدن این صحنه، برای اینکه نگاهِ مردم به طرف خود بکند، با صدایی که همه حاضرین بشنوند، گفت : درود بر تو ای پسر عمو !
«هارون» با این حرکت، می خواست خویشاوند بودن خودش را با حضرت محمّد مصطفی رسول الله (صلّی الله علیه و آله و سلّم) اعلام بکند تا مردم تحت تأثیر او قرار بگیرند .
حضرت امام موسی کاظم (علیه السلام) که در فاصله ای دور تر ایستاده بود، با شنیدن سخن «هارون»، با صدایی رسا فرمود : سلام بر تو ای پدر !!!
«هارون الرشید» با شنیدن این کلام رسای حضرت امام موسی کاظم (علیه السلام)، درحالی که خشم سراپای وجودش را گرفته بود، و گفت : می خواهی بگویی که از ما به رسول الله (صلّی الله علیه و آله و سلّم) نزدیک تر هستی ؟
حضرت امام موسی کاظم (علیه السلام) با لحنی آرام و منطقی، امّا محکم و استولر فرمود : ای هارون ! اگر رسول الله (صلّی الله علیه و آله و سلّم) زنده می شد و از دختر تو خواستگاری می فرمود، آیا خواسته ی حضرت را می پذیرفتی و آن را اجابت می کردی ؟
هارون بلافاصله گفت : البته که این کار را می کردم و با این کار بر قوم عرب و عجم فخر می فروختم .
حضرت امام موسی کاظم (علیه السلام) در جواب هارون الرشید فرمود : امّا اگر جضرت رسول الله (صلّی الله علیه و آله و سلّم)، دخترِ من را خواستگاری می کرد، دختر به او نمی دادم، زیرا او پدر ما می باشد، نَه پدر شما ! پس می بینی که من به آن حضرت نزدیک تر هستم !!!
هارون دیگر حرفی برای گفتن نداشت، و مفتضحانه از آنجا رفت .
سرانجام حضرت امام موسی کاظم (ع)
خصومت هارون با حضرت امام موسی کاظم (علیه السلام) و خاندان حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) تا جایی پیش رفت، که آن حضرت را از زندانی به زندان دیگر انتقال می داد .
سرانجام، هارون، در سال چهاردهم خلافتش، حضرت امام موسی کاظم (علیه السلام) را به زندان مرد خبیثی به نام «سندی بن شاهک» در بغداد انتقال داد .
این ملعون، در روز 23 رجب سال 183 ه . ق به دستور ملعون دیگر، هارون به حضرت امام موسی کاظم (علیه السلام) زهر داده و مسموم کرد (5) و 2 روز بعد، یعنی 25 رجب، حضرت امام موسی کاظم (علیه السلام) به شهادت رسیدند .
مردم و شیعیان شهر بغداد، با شنیدن این خبر شورش کردند و مأموران جکومتی نمی توانستند جلوی شورش و خشم مردم را بگیرند، به ناچار هارون مجبور شد که بگذارد شیعیان آن حضرت مراسم کفن و دفن را با شکوه هر چه تمام تر برگزار کنند .
حضرت امام علی بن موسی الرضا (علیه السلام) مراسم غسل و کفن و نماز آن حضرت را انجام دادند و با احترام، آن حضرت را در محلی که بعدها به «کاظمین» مشهور شد، دفن نمودند (6) .
حضرت امام موسی کاظم (علیه السلام)، 37 فرزند داشتند، که حضرت امام علی بن موسی الرضا (علیه السلام)، پس از ایشان، به امامت و ولایت رسیدند (7)، و مدّت امامت آن حضرت 35 سال، و عمرشریف ایشان هنگام شهادت 55 سال بود (8) .
منابع
1- اعلام الوری، ج 2، ص 6 / بحارالانوار، ج 48، ص 206 / مسمارالشیعه، ص 36 / مصباح المجتهد، ص 479 / زاد المعاد، ص 35 / فیض الاعلام، ص 322 / مصباح کفعمی، ج 2، ص 598
2- کافی، ج 2، ص 507 / بحارالانوار، ج 48، ص 206
3- قرآن کریم / سوره محمّد (ص) / آیه 22 : «فَهَلْ عَسیْتُمْ إِن تَوَلَّیْتُمْ أَن تُفْسِدُوا فى الأَرْضِ وَ تُقَطعُوا أَرْحَامَکُمْ»، «باید به ایشان گفت اگر تصدیق نکنید، انتظار جزء این از شما نمى رود که در زمین فساد راه انداخته، رحم خود را قطع کنید .»
4- قلائد النحور، ج رجب، ص 33 الی 34
5- بحارالانوار، ج 48، ص 1 و ج 97، ص 202 / وقایع الایام، ج رجب، ص 225 / قلائد النحور، ج رجب، ص 210
6- وقایع الایام، ج رجب، ص 279
7- ارشاد شیخ مفید، ج 2، ص 244
8- اعلام الوری، ج 2، ص 6 / ارشاد شیخ مفید، ج 2، ص 215
تهیه و تنظیم : منیژه شهرابی