شعر : مرغ بهشتی
شاعر : منیژه شهرابی
یادی از فاجعه ی دردناک هفتم تیر سال 1360
دیدی چه آمد بر سرِ یاران
می دانی چه ستم ها کرد روزگاران !
در مجلس دوستان !
هم پروانه بسوخت و هم شمع
هم سوختند به یکباره «هزاران»
سوختند و خاکستر شدند
چونان شمع،
بال و پَر زدند پروانه سان
تا دَمِ صبح امید
تا وقت طلوع خورشید
ای دلِ خفته
عافل رِ شب زنده داران !
در جاده ی نیستی و خطر
در جاده ی امید و هدف
کو یک قدم برای خدا ؟
به سوی خدا ؟
ما ماندیم و سکون !
رفتند به یکباره «تک سواران»
پرنده پرواز کرد
به سوی خورشید
نَه ترسی زِ طوفان
نَه بیمی زِ باد و باران
مرغ بهشتیِ ما
پرواز آغاز کرد
نشسته اند زِ غمِ رفتنش
به سوگ، دوستداران !
این شعر را در همان روزهای رُخداد غم انگیز «هفتم تیر» سروده ام .
منیژه شهرابی