24 ذی الحجّه، مصادف است با سالروز قیام «سربداران»، سال 737 هجری قمری به قول «مؤلف روضات الجنات» این گروه را از آن جهت «سربداران» گویند که گفتند: «اگرتوفیق یابیم دفع ظلم ظالمان کرده باشیم، والا سر خود را بردار ببینیم که دیگر تحمل تعدّی و ظلم نداریم ».
|
پس از یکصد و بیست سال استیلای «قوم تاتار» و «مغول» بر ایران و بسیاری از مناطق آسیا، قیامی مردمی در «باشتین» و «سبزوار» (خراسان) علیه ظلم و تعدّی حاکمان «مغول» و عاملان آنان به وقوع پیوست . این نهضت که به قیام «سربداران» شهرت یافته است، از لحاظ وسعت، بزرگ ترین، از نظر تاریخی، مهّمترین جنبش آزادی بخش خاورمیانه، در قرن هشتم هجری بود . تلاش پیگیر رهبران آزاده این قیام، منجر به تشکیل حکومت مستقل ملی و شیعه مذهب ایرانی در خراسان شد . مهّمترین ویژگی های این حکومت عبارت بود از : تنفر و انزجار از عنصر مغولی و تثبیت ایدئولوژی تشیع امامی .
نخستین حاکم سلسله? سربداران، «عبدالرزاق باشتینی» بود که به مدت دو سال و چهار ماه حکومت کرد، پس از وی، «برادرش وجیه الدین امیر مسعود» به حکومت رسید .
هنگامی که «سربداران» توانستند بر حاکم مغولی خراسان پیروز شوند، حکومت مستقلی ترتیب دادند و سبزوار را مرکز خود ساختند .
قیام «سربداران» با آن که جنبشی محلی بود و مدت زیادی دوام نیافت، امّا در تاریخ ایران اهمیّتی خاص دارد، زیرا در پی این قیام و با نیرو گرفتن از پیروزی های آن بود که در نقاط دیگر نیز مردم روستاها سرکشی آغاز کردند . استقرار دولت «مرعشیان» در مازندران را باید یکی از بارزترین پی آمدهای حکومت سربداران دانست .
اُمرای سربداران، در اداره حکومت با یکدیگر اختلاف بسیار داشتند و بسیاری از آنان با توطئه یاران خود را از پای درآمدند . با این همه در مدت کوتاه حکومت ایشان، آبادانی بسیار صورت گرفت و خرابی های حمله «مغول» تا حدّ زیادی جبران شد . «امیران» سربدار در پی بهتر کردن زندگی روستائیان و طبقه محروم شهر بودند و به نوعی مساوات در تقسیم عواید و ثروت عمومی اعتقاد داشتند .
«امیرمسعود» با این که در مردم داری و مبارزه با حاکمان مغول و تثبیت حکومت سربداران، دارای موفقیت های بالایی بود، لیکن به خاطر اختلاف با «شیخ حسن جوری» (رهبر روحانی نهضت سربداران) و توطئه در قتل او، پایگاه مردمی خویش را از دست داد و حکومتش به تدریج رو به ضعف نهاد . به همین جهت سپاهش در نبرد با اُمرای مازندران متحمل شکست گردید و خود وی کشته شد .
پس از مرگ «امیر مسعود»، 10 تن دیگر از این سلسله به حکومت رسیدند که معروف ترین آنها عبارتند از : «شمس الدین علی»، «خواجه یحیی کرابی» و «خواجه علی مؤید» . فقیه نامور شیعه «شهید اول»، معاصر با «خواجه علی مؤید» بود که در پی دعوت خواجه از وی، کتاب شریف «اللمعه الدمشقیه» را در فقه امامی تدوین و به همراه نماینده ای به سوی «خواجه علی مؤید» در «سبزوار» فرستاد . سرانجام در پی هجوم «امیر ولی» به سبزوار و محاصره? چهار ماهه? این شهر در سال 783 قمری، «خواجه علی مؤید»، دست نیاز به سوی «تیمور لنگ گورکانی» دراز کرد، و از او یاری خواست .
با تسلیم شدن «خواجه علی مؤید» به «تیمور لنگ»، پرونده? حکومت سربداران نیز برای همیشه بسته شد و منطقه? خراسان پس از 46 سال رهایی از یوغ استعمار مغولان، مجدداً مقهور و غلوب آنان گردید .
با آن که تصوّف در ایران مدّت ها صورت مقاومت منفی با وضع اجتماعی موجود داشت و به همین دلیل پس از مدتی حقّ حیات در جنب متشرعه یافت، با این حال پس از هجوم مغول و تاخت و تاز تیموریان و هنگامی که فقر و فاقه توده های مردم را در جامعه قرون وسطائی قرون هفتم و هشتم هجری از پای درمی آورد، دراویش در سبزوار و مازندران و آذربایجان جنبشی را که از یک طرف علیه حکام مغول و از طرف دیگر ضد فئودال ها و اشراف و روحانیان بود، رهبری کردند .
در سال 738 ه.ق. «سربداران»، «سبزوار» را به تصرّف در آوردند و علیه «مغولان» مکرر جنگیدند و دامنه حکومت خود را تا مازندران و گرگان توسعه دادند . «سربداران» دعوی داشتند که می خواهند کاری کنند که حتی یک «تاتار» تا قیام قیامت خیمه در خاک ایران نزند .
«سربداران» مدت پنجاه سال در «سبزوار» و نواحی مجاور آن حکومت کردند .
منبع : ویکی پدیا (با دخل و تصرّف و ویرایش ... منیژه شهرابی)