مترجم سایت

مترجم سایت

مدیر وبلاگ
 
آمار واطلاعات
بازدید امروز : 30
بازدید دیروز : 230
کل بازدید : 642433
کل یادداشتها ها : 528
خبر مایه


کتاب «اخْلاق‌ِ ناصِری» یکی از مهّمترین رساله ‌های حکمت عملی در دوره اسلامی است که «خواجه نصیر طوسی» در سال 633 هجری قمری نوشتن آن را به پایان رساند . همچنین این کتاب از مشهورترین نوشته ‌های «خواجه نصیر»، یکی از دو کتاب نوشته شده بنا به دستور حاکم شیعه (به همراه اخلاق جلالی) در باب حکمت عملی و نخستین اثر فارسی زبان مهم در باب مذکور است که مطالب آن مبتنی بر تلفیق دیدگاه فلسفی و علمی یونان و دیدگاه اسلامی درباره انسان، خانواده و جامعه است .

«اخلاق ناصری» در باب اخلاق فردی، تدبیر منزل (رفتار در محیط خانه و اداره زندگی) و سیاست مدن (به تعبیر امروزی علوم سیاسی) نگاشته شده‌ است . «باب اول» آن، خلاصه‌ای از رساله عربی «تهذیب‌الاخلاق» یا «الطّهارة» اثر «ابن مسکویه» است .

 

روند تألیف

در بخش اول کتاب، «خواجه نصیرالدین طوسی» در مورد علّت شکل گیری کتاب توضیحاتی بیان کرده ‌است و در این موضوع هیچ ابهامی وجود ندارد .

«خواجه نصیرالدین»، مدّت نسبتاً طولانی در دربار «اسماعیلیان قهستان» بود و از درباریان «ناصرالدین ابوالفتح عبدالرحیم ابن ابی منصور» (حاکم وقت) به حساب می‌آمد . روزی در مجلس، «ناصرالدین» سخن از کتاب «تهذیب‌الاخلاق و تطهیرالاعراق» نوشته «ابوعلی احمد بن محمد بن یعقوب مسکویه خازن رازی» به میان آورد و از «نصیرالدین» خواست آن را از عربی به فارسی ترجمه کند . «نصیرالدین» در پاسخ گفت زیبایی ‌های لفظی این کتاب در اثر ترجمه از بین خواهند رفت و این کتاب شامل تنها یکی از شاخه‌ های حکمت عملی است، یعنی حکمت خلقی یا «تهذیب‌الاخلاق»؛ از دو شاخه دیگر (تدبیر منزل و سیاست مدن) یادی نشده ‌است . سپس پیشنهاد تألیف کتابی را داد شامل سه بخش، به طوری که بخش اول خلاصه کتاب «تهذیب‌الاخلاق» باشد و دو بخش دیگر به دو شاخه دیگر دانش حکمت عملی با توجه به آثار و آراء دیگر حکما بپردازد . «ناصرالدین» موافقت کرده و مشوّق مؤلف در تألیف گردید .

«نصیرالدین» به احترام «ناصرالدین ابوالفتح» نام این کتاب را «اخلاق ناصری» نهاد . بعد از انتشار کتاب و دست به دست گشتن آن بین صاحبان فضل (و کسب اعتبار) نویسنده تغییراتی در آن داد . در سال 663 هجری قمری نیز فصلی به کتاب افزود که نُسَخ اولیه فاقد آن هستند .

 

تجدید نظر در متن کتاب

«خواجه نصیرالدین» در آغاز تحریر دوم کتابش بیان داشته که از سر ناچاری به «قهستان» رفته و در دربار «اسماعیلیان» اقامت داشته ‌است . این گفته بعد از آنست که حکومت «اسماعیلیان» در هم شکسته شده بود و «نصیرالدین» به «هلاکوخان» پناه برده بود . وی بیان می‌ دارد برای حفظ جان و آبروی خویش با «اسماعیلیان» مُدارا می ‌کرد و طبق میل آنان مطالبی را نوشته ‌است که خودش با آنان موافقت ندارد، امّا شواهد و قراین نشان می ‌دهند که وی در «قهستان» در ارج و قُرب و احترام می‌ زیسته و بیم جان نبوده که وی را مجبور به نوشتن آثار مذکور کند، بلکه «مجتبی مینوی» در مقدمه ‌ای برای «اخلاق ناصری» نظری معقول تر از دیگران دارد . به اعتقاد وی «نصیرالدین» به مانند دیگر دانشمندان و صاحبان فضل نیاز به پشتوانه مالی قدرتمند برای انتشار آثار و فعالیت‌ های علمی خویش داشته‌ است، از این رو در «خراسان» آن زمان حکومت «اسماعیلیه» تنها ملجأ وی بوده‌ است . این ناچاری را نباید با جبر استبدادی حکومت اشتباه گرفت .

علاوه بر این «ناصرالدین ابوالفتح» مردی دانش دوست بود و برای گسترش علم و آسایش اهل فرهنگ و دانش کوتاهی نمی‌ کرد . با در هم شکسته شدن حکومت «اسماعیلیان» به دست «هلاکو»، «خواجه نصیرالدین» به حکومتی مقتدرتر دست یافت که امکانات وسیعی همچون هزینه بنای «رصدخانه مراغه» و کتابخانه آن و به کار گیری اندیشمندان برای اداره آن و پشتوانه مالی آن بودن، در اختیارش می‌ گذاشت .

بنابر آنچه گفته شد تجدید نظر مؤلف در متن «اخلاق ناصری» بیش از هرچیز، برخاسته از پسند «هلاکو» بود که با «اسماعیلیان»، سَرِ سازگاری نداشت و شرایط اجتماعی و سیاسی آن زمان، که «نصیرالدین» برای حفظ موقعیت خود در دربار «هلاکو» راه دیگری جزء آن نداشت .

 

برخی از تفاوت‌ های دو تحریر

در سال 654، در مرحله اول «نصیرالدین طوسی»، خطبه ابتدای کتاب را تغییر اندکی می‌ دهد و از خواننده می ‌خواهد هر جا به شیوه «اسماعیلیان» برخورد، آن را اصلاح کند . وی فرصت کافی برای اصلاح نداشته و به تعبیر خودش «... در متن کتاب، به یک دو موضع، هم از آن شیوه سطری چند هست که حالی اصلاح آن در وقت نمی ‌گنجد، والایام بین ایدینا ... »

بعدها «خواجه نصیرالدین» فرصت بیشتری می‌ یابد و خطبه آغازین و دیباچه را با حذف جملات ستایشی «محتشم قهستان» بازنویسی می‌ کند و بار دیگر از دارندگان نُسَخ قبلی می ‌خواهد آنها را تغییر دهند . به علاوه در متن کتاب نیز تغییراتی می ‌دهد؛ مدح ‌های محتشم قهستان و مواردی که کلام به عقاید اسماعیلیان بوده، را حذف می‌ کند .

  • نمونه‌ای از حذفیات ستایشی :

تحریر نخست :

چون این خاطر در ضمیر مجال یافت، بر رأی جهان‌آرای عرضه افتاد؛ به اجازت و ارتضا مقرون گشت. پس بنده بی‌مایه، هرچند خویشتن را منزلت و پایه این جرئت نمی‌دید ...

تحریر دوم:

چون این خاطر در ضمیر مجال یافت، بر او عرضه داشت؛ پسندیده آمد. پس به این موجب، هرچند خویشتن را منزلت و پایه این جرئت نمی‌دید ...

 

ساختار کتاب

به جز مقدمه، این کتاب شامل سه فصل است :

  • فصل اول : همانطور که گفته شد این فصل در مورد حکمت اخلاقی نوشته شده و شامل هفت بخش بر مبادی و ده بخش در مقاصد است.
  • فصل دوم : در مورد «تدبیر منزل» بوده و شامل پنج بخش است . «نصیرالدین» آن را از رساله مختصر تدبیر منزل نوشته نویسنده گمنام، به نام «آبروسن یونانی» گرفته و خود آن را به آداب متقدمان و متأخران موشح کرده ‌است .
  • فصل سوم : شامل هشت بخش است که «نصیرالدین» در نوشتن آن از کتاب ‌های «فصول المدنی» و «آراء اهل المدینه الفاضله فارابی» و «السیاسه ابن سینا» استفاده کرده‌ است . در نهایت این فصل با قسمتی از وصایای منسوب به «افلاطون» تمام می ‌شود .

 منبع : ویکی پدیا (با دخل و تصرّف و ویرایش ... منیژه شهرابی)

 






طراحی پوسته توسط تیم پارسی بلاگ