روز اول ماه محرم الحرام مصادف است با واقعه «شعب ابی طالب (ع)» سال هفتم بعثت حضرت محمّد رسول الله (ص) .
درپی بالا گرفتن قدرت اسلام، پس از بعثت حضرت محمّد رسول الله (ص)، کُفار قریش پیمان نامه ای نوشتند و طی آن قرار گذاشتند با «بنی هاشم» تکلّم نکنند و با آنان هم سفره وهمنشین نشوند و معامله ننمایند [به اصطلاح امروزی، بایکوت بکنند .]؛ و آنان را به گونه ای در فشار قراردهند که حضرت محمّد رسول الله (ص) را به کُفار قریش تحویل دهند تا آن حضرت را به قتل رسانند . حضرت ابوطالب (ع)، بنی هاشم را به درهّ ای که منتسب به آن حضرت بود، برد، و اطراف آن را محکم کرده وبرای حفظ جان حضرت محمّد رسول الله (ص)، شبانه روز کمر همّت بست .
آن حضرت، شب ها با شمشیر پروانه وار، گِرد شمع وجود حضرت محمّد رسول الله (ص) می گردید و می فرمود : «تا زنده ام دست از یاری او برنمی دارم .»
ایشان در هرشب، چند بار محل خواب حضرت محمّد رسول الله (ص) را تغییر می داد و عزیزترین فرزند خود، یعنی حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) را به جای آن حضرت می خوابانید، و روز، فرزندان خود و فرزندان برادرانش را به حفاظت از آن حضرت می گماشت .
در مدتی که در «شعب» بودند، بر آن حضرت و مسلمانان بسیار سخت گذشت، تا آنجا که شب ها صدای گریه اطفال گرسنه «بنی هاشم» را، ساکنین اطراف «شعب» می شنیدند .
پس از دو سال و چند ماه، خداوند «موریانه» را مأمور کرد، و پیمان نامه آنان را از بین بُرد، به جزء «اسماء الهی» که در آن بود .
حضرت ابوطالب (ع) این خبر را به کُفار قریش داد، و آنان با دیدن چنین معجزه ای، دست از تصمیم خود برداشتند و «بنی هاشم» به خانه های خود بازگشتند (1) .
1- قلائد النحور، ج محرم و صفر، ص9 / الوقایع و الحوادث، ج2، ص7
منیژه شهرابی
9- تاریخ اسلام / حضرت اباعبدالله الحسین (ع) در راه کربلا
روز اول محرّم الحرام، حضرت امام حسین (ع) به همراه کاروانش، در «قصر بنی مقاتل» نزول اجلال فرمودند، و از «عبیدالله بن حُر جعفی» دعوت به یاری نمودند، ولی او اجابت نکرد و بعداً پشیمان شد (1) .
1-ارشاد، ج2، ص81
منیژه شهرابی