بسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
«وَ السلَمُ عَلىَّ یَوْمَ وُلِدت وَ یَوْمَ أَمُوت وَ یَوْمَ أُبْعَث حَیًّا»
«سلام بر من روزى که تولد یافته و روزى که بمیرم و روزى که زنده برانگیخته شوم .»
قرآن کریم / سوره مریم / آیه 33
حضرت امام حسین (ع)، در روز سوم شعبان سال 4 هجری قمری، در «مدینه النبی (ص)» به دنیا آمد و در 10 محرّم الحرام سال 61 هجری قمری (21 مهرماه سال 59 هجری شمسی) در «کربلا» به همران برخی از خاندانش و یارانش به شهادت رسید و به لقب «سیدالشهداء» مفتخر شد .
پدر گرامی اش حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) و مادر بزرگوارش حضرت فاطمه زهرا (س) بود و امام زین العابدین (ع)، امام چهارم شیعیان، فرزند بزرگوار ایشان بودند .
در میان شیعیان، از وی با القابی همچون «حضرت امام حسین (ع)»، «اباعبدالله»، «ثارالله» (به معنای خون خدا)، «خامس آل عبا»، «سبط»، «وفی»، «ذکی» و «سیدالشهداء» نام بُرده می شود .
هنگامی که حضرت امام حسین (ع)، 6 سال از عمر با برکتش می گذشت، ابتدا جدّ بزرگوار خود، حضرت محمّد رسول الله (ص) را از دست داد و سپس مادر گرامی اش، حضرت فاطمه زهرا (س) به شهادت رسید و در همان اوان کودکی، از محبت آنان محروم گشت .
دوران زندگی اش با حضرت امیرالمؤمنین علی (ع)، نیز به دلیل جوّ متشنجی که خلفای ناحق به وجود آورده بودند، بر ایشان و بقیه خاندان اهل بیت عصمت و طهارت (ع) به سختی می گذشت .
این مسئله و مشکل وقتی دو چندان شد که در قضی? «حَکَمیت» با نیرنگ سیاسی توسط «عمرو بن عاص» و «معاویه بن ابوسفیان» به کناره گیری پدر بزرگوارش حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) از صحن? خلافت و سیاست شد و به دنبال آن شهادت ایشان، که حکومت سرزمین های اسلامی به طور رسمی به دست «بنی امیه» دشمنی با بغض و کینه و دیرین? همیشگی خاندان حضرت محمّد رسول الله (ص) و اهل بیت عصمت و طهارت (ع) بود، افتاد .
در این دوران، رسالت برادر بزرگوارش، حضرت امام حسن مجتبی (ع) دورانی خطیر به شمار می رفت، زیرا هرچقدر که از رحلت حضرت محمّد رسول الله (ص) دورتر می شد، اَمر ولایت و امامت بر مردم نو مسلمان و حتی اصحاب حضرت محمّد رسول الله (ص) مشتبه تر می گشت و تبلیغات سوء «معاویه بن ابوسفیان» و اطرافیان ریزه خوارش، هر روز بر وخامت اوضاع می افزود .
مسئله مشتبه شدن آیین محمّدی (ص)، در بین مردم به جایی رسید که «بنی امیه»، «دین» را بر مردم وارونه جلوه می دادند و در کاخ های خود به همان شیو? طاغوتی به سرمی بردند و مردم عوام نیز به جایی رسیده بودند که دیگر تشخیص «حق از باطل» برایشان مُبهم گشته بود .
البته «معاویه بن ابوسفیان»، بنا به مصالحی، برخی از امور فسادِ خود در خفا انجام می داد و همچنین بزرگترین عمل خلافی که انجام داد، بیعت گرفتن بالاجبار از مردم برای فرزندش «یزید» که بطور علنی بین مردم به مردی فاسد و شراب خوار و میمون باز و ... مشهور بود .
امّا حضرت اباعبدالله الحسین که «خلیفه الله فی ارضه» بود، هرگز تن به این بیعت نداد و بر علیه فساد به مبارزه برخاست و بزرگترین شعارش در روز «عاشورا»، «اَمر به معروف و نهی از منکر» بود که بارها و بارها در آیات قرآن کریم بدان اشاره شده است .
پس از درگذشت «معاویه» در سال 60 هجری قمری، «یزید بن معاویه» بر اثر بیعت بالاجبار از مسلمین، به مسند حکومت نشست و کارِ فساد را به جایی که رساند که درحالی که شراب خورده و مست بود به مسجد (خان? خدا) می آمد و به امامت مسلمین، نماز اقامه می کرد و هیچکس را یارای مقابله با او نبود، زیرا که توسط عمّال جیره خوارش، جوّ خفقان آوری در سرزمین های اسلامی به وجود آورده بود .
اگر حضرت اباعبدالله الحسین (ع) قیام نمی کرد و در مقابل دستگاه ظلم و جنایت، ایستادگی نمی کرد، معلوم نبود، الان اسلام در چه شرایطی به سر می برد .
یکی از دستاوردهای «عاشورا»، تضعیف «مشروعیت سیاسی» حکومت «یزید بن معاویه» و امویان بود، بطوری که قیام های مردمی به سرکردگی سادات علوی – حسنی و حسینی و دیگر مسلمان شیعه، یکی بعد از دیگری برپا شد، که سرانجامِ آن در قیام «ابومسلم خراسانی» بود که حکومت «بنی امیه» برانداخته شد .
این قیام ها، موجب روشنگری و آگاهی مردم از حکومت به ناحق «بنی امیه» و مشروعیت بخشیدن به واقعه «غدیر خُم» بود .
و نکت? مهم ترِ دیگر، اگر حضرت سیدالشهداء (ع)، خاندان خود را به «کربلا» نمی آورد و در همان «مدینه النبی (ع)» جا می گذاشت، هرگز این نهضت به ثمر نمی رسید، زیرا این نهضت نیازمند «شاهدانی عینی» بود، شاهدانی کوچک و بزرگ و کودک و زن و دختر به رهبری بانوی بزرگوار و شیرزنی همچون حضرت زینب کبری (س)، دخترِ دلاور شیرخدا، حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) !
منیژه شهرابی